مراحل سیستم سازی در کسبوکار؛ چطور کسبوکار را قابل کنترلتر میکند؟
درس دوم از سری آموزشهای سیستم سازی
در این درس که دومین درس از مجموعه درسهای شناخت سیستم سازی است، شما را بهصورت گامبهگام و به شکل ساده با مفهوم سیستم سازی و اصول اولیه آن آشنا میکنیم.
در درس اول ما به اهمیت سیستمسازی و چگونگی آن پی بردیم. فکر کنید ساعتها زمان صرف ساختن آجرهای گلی مرغوب بکنید، ولی هیچ طرح و نقشهای برای شکلدهی به آنها نداشته باشید. اینطور خستگی از تن شما در میرود؟ من که اینطور فکر نمیکنم. مثل این است که روزی خدا بلندگویی دست بگیرد و اعلام کند هیچ هدفی برای خلقت شما وجود ندارد! آیا به یکباره انگیزهتان را از دست نمیدهید؟ یا مثلا بگوید سرنوشتی تعیین نشده و همهچیز اتفاقی پیش میآید.
قطعا احساس پوچی میکنیم و در ذهنمان میلیونها سوال ریز و درشت نقش میبندد. و اینجاست که نقش و اهمیت چینش آجرها در اهرام شما پدیدار میشود.
از نگاه فرمانروا، سیستمسازی زمانی ارزشمند است که کارها از وابستگی فردی بیرون بیایند و به روندی قابل آموزش، قابل سنجش و قابل بهبود تبدیل شوند. برای کاملتر شدن این مسیر، مطالعه مقاله ۳ اصل کلیدی سیستمسازی برای کسبوکارهای در حال رشد و همچنین اقدامات اولیه برای سیستم سازی؛ از آشفتگی اجرا تا رشد قابل تکرار میتواند ارتباط این بحث را با بخشهای دیگر رشد کسبوکار روشنتر کند.
از نگاه فرمانروا، سیستمسازی زمانی ارزشمند است که کارها از وابستگی فردی بیرون بیایند و به روندی قابل آموزش، قابل سنجش و قابل بهبود تبدیل شوند. برای تکمیل این بحث، مقاله برندسازی شخصی؛ چطور جایگاه برند را در ذهن بازار محکم میکند؟ هم مسیر خوبی برای ادامه مطالعه است.
اینکه چطور سیستمسازی را در کسبوکار خود پیادهسازی کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب! پس خشتهای درس اول را بردارید حال وقت آن رسیده که بدانیم قرار است به چه هرمی برسیم. در چه اندازهای؟ با کدام نرمافزارها؟ و از چه طریقی؟ در انتهای این درس انتظار میرود به عنوان یک استادکار حرفهای، کلاه از سر خود بردارید و به افتخار سرمایههای انسانی و سیستم شگفتانگیز خود تعظیم کنید.
” مراحل سیستم سازی در کسبوکار “
امروز قرار است ساکنین سیستم خود را مشخص کنیم و هر طبقه از هرم را به یک عنصرکلیدی تحویل بدهیم. از بقا، تثبیت، توسعه و شکوفایی همه را جمع کردهایم تا یک هرم منسجم و ریشهدار را بنا کنیم. به نظر شما اولین طبقه به کدام مورد میرسد؟ این لوبیای سحرآمیز که در کسبوکار میسازیم قرار است تا کجا پیش برود؟ راستش را بخواید برای تک تک این موارد باید صبوری به خرج بدهید تا بتوانید محصول خوبی درو کنید.
اکنون آماده باشید که طبقات هرم خود را به صاحبان اصلیاش واگذار کنید. این ساکنان موثر به شرح زیر هستند:
سیستمهای تامینکننده بقای سازمان:
اولین طبقه به عنصر کلیدی بقا تعلق دارد. بقا همان پیرمرد جافتادهی عصا عسلیای است که به جاودانگی معروف است. همانطور که میدانید، اینکه زنده باشیم و یا زندگی کنیم دو مفهوم کاملا متفاوت است. در اینجا مقصود همان زنده ماندن است، یعنی داشتن حداقل حیات تجاری و کسبوکاری، که وجود ما را در رینگ رقابت پشتیبانی میکند. این حداقلها برای ما انسانها، هوای پاک، آب سالم، خوراک و مسکن است تا ادعا کنیم من یک انسان زنده هستم.
کسبوکار ماهم وقتی این احتمال وجود دارد که ادعای زنده بودن بکند که حداقل اقدامات تجاری، فنی و مالی را دارا باشد. بقا به عنوان اولین ساکن کلیدی پشت جایگاه رفته و میگوید: برای داشتن بنای کسبوکاری محکم، باید فونداسیون هرم خود را از این موارد موثر بر رشد پر کنیم؛ تا از همان ابتدای احیای سیستم کسبوکار دچار سکتهی ناقص نشویم. میدانستید که، اغلب سکتههای قلبی در خواب رخ میدهند؟ درست مثل بحرانهایی که کسبوکار را تهدید میکنند.
عمدهی این بحرانها وقتی رخ میدهند که شما خیال میکنید همهچیز امن و امان است. با اطمینان از اینکه کسبوکار شما هنوز نفس میکشد، میتوانید به پلهی بعدی بروید و برای کیفیت بهتر کسبوکارتان برنامهریزی کنید.
ریشههای یک کسبوکار باید در خاک اراده و تلاش رشد کنند، تا به هنگام بهار، ثمرهی پربارتری داشته باشد.
سیستمهای تثبیت سازمان:
دومین ساکنی که هرم ما به خودش میبیند، تثبیت است. تثبیت همان مرد میانسالی است که هنوز به موهای جوگندمی نرسیده و معتقد است که انسان موجودی اجتماعی است و ناین احتمال وجود دارد که به تنهایی بقای خود را تضمین کند. زیرا کار تازه از بقای اولیه شروع میشود. اکنون باید در این جهان برای حفظ و تثبیت این بقا تلاش کنیم.
اینکه توصیه میکنند هنگام عبور از خیابان به دو سمت آن نگاهی بیندازیم، همان تلاش برای بقای اولیه است با اینکه در زندگی ما امری بدیهی تلقی میشود؛ اما این احتمال وجود دارد که شاهرگ بقای ما را تهدید کند. ولی پس از عبور سلامت از خیابان وجود و زندهبودن ما ثابت میشود. هرچه بزرگتر میشویم نیازهای ما هم رشد پیدا میکنند. مثلا پستونک نوزادی برای چهاردهسالگی هدیهای خندهدار است.
کسبوکار هم رشد میکند و باید میان ورودیهایی که به آن میدهیم و خروجیهای آن توازنی برقرار کنیم. تثبیت میکروفن را به دست میگیرد و میگوید: نباید انتظار داشته باشیم با ابزار و وسایل ابتدایی، نیروهای ما قطعات خودروی لوکس تهیه و تدارک ببینند؛ بلکه باید تناسبی میان این موارد برقرار باشد. شرط تثبیتیافتگی یک کسبوکار، خارج نشدن از ریل بقا است.
داستان تثبیت کسبوکار همینجا به پایان نمیرسد تازه در این مرحله ما شاهد ورود همتیمیهای تازهای هستیم که جهان کسبوکاری ما را وسعت میبخشند. بلافاصله نیاز به هماهنگی و انسجام بیشتر در کسبوکار احساس میشود. انگار حشرهای مدام روی پوست شما راه برود و نمیتوانید آن را نادیده بگیرید؛ پس باید برای رفع مشکل، کاری بکنید.
جالب این است که، در موازات این مرحله، سیستمهای خارج از کسبوکار مانند: نهادهای دولتی، مردمی و عمومی نیز تماس بیشتری با کسبوکار پیدا میکنند و کسبوکار باید راهکارهایی را برای این تعامل بیابد.
سیستمهای توسعه سازمان:
با عبور از مرحله ثبات و ایجاد منابع کافی برای کسبوکار، وارد سومین طبقه از هرم خود میشویم. الان نوبتی هم باشد نوبت ساکن این واحد یعنی، توسعه است. همان بچهی جوان و نوپای تحصیلکرده که برایمان خبر از آیندهای روشن و زندگی بهتر میدهد. ساکن این طبقه از هرم ما کمی به صبوری نیاز دارد تا تمامی ابزار و وسایل خودش را برای پیشرفت ما در کسبوکار پیاده کند و بیش از پیش به جلو رفتن ما سرعت ببخشد.
بخش دوم هرم یعنی بقا دیگر برای ما مشکلساز نخواهد بود بلکه حسابی با ریشههای سیستم طرح پایداری بنا کرده و به درجهی خوبی از هماهنگی میان کارها و افراد هم رسیدهایم. اکنون یک سوال بزرگ مطرح میشود، این پایداری به کجا ختم میشود؟ کشتی پایداری کسبوکار در پایان مسیر لنگر خود را در کدام ساحل محکم میکند؟ اینجاست که ساکت طبقهی سوم عرضاندام میکند و برای ما از برنامههای تلقی سخن میگوید.
مثلا توسعه معتقد است که در صورت داشتن شرایطی مناسب کسبوکار فرصت رشد پیدا کند، اما این رشد مستلزم افزایش مقیاس در عملکردها و راهکارهاست. سیستمهای مالی، بازاریابی، فنی و حقوقی باید متفاوتتر از گذشته اقدام کنند. توسعه عینکاش را میزند و ادامه میدهد که: در اینجا نیاز به تجهیزات بیشتری احساس میشود؛ ارتباطات و هماهنگی افزونتر از گذشته نیز نیاز است.
سیستمهایی که در مرحله ثبات به کار گرفته میشدند، اکنون در مسیر توسعهپذیری میتوانند کند یا حتی مانع رشد باشند و رهبران و مدیران با چالشهای جدیدی در جذب نیروی انسانی، بازاریابی، تامین، لجستیک، هماهنگی پرسنل نیروی انسانی، آموزش و غیره روبرو باشند. و در پایان توسعه از پشت میز پایین میآید و پس از نفس عمیق میگوید:
کسبوکار را کلیات در دسترس اداره نمیکند؛ بلکه کسبوکار ما سوار بر جزئیات پیشرفت و توسعه است که جلو میرود.
مرحله چهار شکوفایی اقتصادی سازمان:
چهارمین طبقه از هرم سیستمسازی کسبوکار، مرحله شکوفایی است. شکوفایی همان خانم میانسال با موهای فرفری و کمی چاق است. تازه معتقد است که چاق نه او از تمام ابعاد شکوفا شده و این احتمال وجود دارد که الگویی برای رشد کسبوکار باشد. وقت آن رسیده که کسبوکار با ابتکار عمل راهکارهای پاسخگو در این زمینه را جستوجو کند. مرحله رشد، مرحله بسیار مهمی است.
یکی از اصلیترین طبقاتی که شما برای هرم خود بنا میکنید درست همینجاست؛ زیرا بسیاری از شکستهای کسبوکارها در این مرحله اتفاق میافتد. اما با عبور از این مرحله، کسبوکار به سیستمسازی لازم دست پیدا میکند و در نتیجه به راهکارهایی میرسد که هم او را منحصر به فرد و هم ثبات بیشتری را برای آن ایجاد میکند. در طبقهی چهارم، کسبوکار به خانم شکوفایی اجازه میدهد که در جایگاه قرار بگیرد و دربارهی اقداماتاش اندکی توضیح بدهد.
شکوفایی میگوید: در اینجا کسبوکار این احتمال وجود دارد که مسئولیتهای اجتماعی بیشتری را قبول کند. اغلب برندهای مشهور دقیقاً در این مرحله قرار گرفتهاند که مشتریان به خوبی با کسبوکار و هویت آنان آشنا هستند. طبق بررسیهای به دست آمده با کمک شکوفایی میتوانید، تعاملهای مرتبط با محیط کسبوکار را، به شکل سازندهای برسانید و کسبوکار شما بتواند به تنهایی، تاثیر مثبتی بر بازار بگذارد.
شکوفایی از پشت جایگاه کنار رفته و عنوان میکند: درست است که شکوفایی، چالشهایی مانند نوگرایی، رقابت پذیری، کاهش هزینه، حفظ بازار و مسائلی از این دست را دارد اما با بهکارگیری راهبردهای درست و اصولی تمامی این موارد به حداقل میرسند و میتوان آنها را در گذر زمان به راهحل رساند.
مدل بالا، نمونهای از طبقات هرم به همراه ساکنین آن است. تا این لحظه دریافتیم که قدمهای اول سیستمسازی ما چه عناصر کلیدی لازم دارد که شکل یک هرم کامل را به خود بگیرد. پس از این چینش حالا وقت شروع قوی و با ارادهای است که در تمام مسیر منتظرش بودیم.
چطور سیستمسازی را شروع کنیم؟
بدون توجه به مرحلهای که ساختوساز هرم کسبوکار شما در آن قرار گرفته است، سیستمسازی با روشی یکسان، قابل پیادهسازی است. گرچه این احتمال وجود دارد که اهداف، نتایج مورد انتظار و فرایندهای درگیر آن، بیشتر، کمتر یا متفاوت باشند. در هر صورت مسیر یکسان است ما میتوانیم نتایج مختلفی اتخاذ کنیم.
برای شروع سیستمسازی شما باید هفت مرحله سیستمسازی را طی کنید، تا نتیجه مورد نظر حاصل شود. این مراحل شاملِ:
مراحل سیستم سازی در کسبوکار
خشت اول: تعریف
اولین بخش سیستمسازی، تعریف مسئله است. ما باید با دید درستی درباره این نتیجه نهایی، اهداف، روند و موانع پیشرو داشته باشیم. پس در اینجا باید چند چیز را در نظر داشته باشیم تا یک آجرچینی بینقص برای کسبوکار خود به سرانجام برسانیم:
- مشکل چیست: قرار است چه چیزی را حل کنیم؟ این مشکل چرا به وجود میآید؟ چه مواردی را باید برای حل این مشکل در نظر داشته باشیم؟ شنیدهاید که میگویند فهم مشکل نیمی از آن را حل میکند؟ هدف از تعریف دقیق مشکل هم دقیقا همین است وقتی بدانیم برای حل چه چیزی وسط رینگ مشکلات افتادهایم، هدفمند مشت میزنیم و درک میکنیم کدام تکنیک برای این لحظه کاربرد بیشتری دارد.
- معیارهای سنجش مشکل چیست: از چه سیستمهای اندازهگیری میتوانیم استفاده کنیم تا بهبود یا بدترشدن مشکل را، اندازهگیری کنیم؟ چه معیار استاندارد، ترکیبی و یا خلاقانهای را میتوانیم برای سنجش به کار ببریم؟ به بوکسورهای مسابقات لیگ آزاد دقت کنید. قبل از شروع هرگونه مبارزهای مدتی حریف را برانداز میکنند یا به عبارتی مورد سنجش قرار میدهند که بفهمم کدام ضربه این احتمال وجود دارد که کاری باشد. شما هم باید به همین میزان دقت در بررسیهای خود برسید و دقیقا تیر را به وسط قلب مشکلات بزنید.
- راهکار حل مشکل چیست: این احتمال وجود دارد که که برای حل مشکل راهکارهای متنوعی وجود داشته باشد، اما ما بهترین راهکار ممکن را انتخاب میکنیم. برای این مسئله میتوانیم از معیارهایی که در بخش قبل گفتیم بهره ببریم و بهترین راهکار را بر اساس اعداد منطقی در چرتکهی راهکارها بیندازیم.
- از بعد پیادهسازی چه اتفاقی میافتد؟ : پس از حل مشکل باید انتظار نتیجهی قابل بررسیای را داشته باشیم. این موارد این احتمال وجود دارد که کاهش هزینه، افزایش بازدهی یا هر نکتهی مطلوب دیگری باشد. این مورد باید به درستی در همان ابتدای تعریف، توضیح داده شود.
- آیا یکپارچهسازی سیستم ایجاد شده با تمام سیستمها وجود دارد؟ : یکی از چالشهای اساسی در سیستمسازی این است که مشکلات به صورت جزیرهای حل نشود. خیال نکنید که میشود میان بخشهای مختلف کسبوکار دریایی فاصله بیندازیم و هرزمان که خواستیم کاری از پیش ببریم قایقی را به آب میاندازیم و تا جزیرهی موردنظر پیش میرویم.
یکی از اصول مهم در کسبوکار عنصر یکپارچگی است. هر سیستم باید با سایر سیستمهای کسبوکار یکپارچه شده و در پایان مسیر کسبوکار به مانند یک بدن با یک قلب واحد به طور منظم کار کند.
خشت دوم: اختصاص دادن منابع
در خشت دوم، باید اختصاص منابع صورت گیرد. در اینجا نیروی انسانی، تجهیزات کسبوکاری، زمان، پول و در پایان مسیر اعتبار کسبوکار باید مصرف شود، تا سیستمسازی مورد نظر به سرانجام برسد. در این مرحله باید منابع مورد نظر، میزان استفاده از آنها و تاثیر هر کدام در سیستم نهایی مشخص شود. در سیستمسازی درست، اسراف منابع به حداقل ممکن میرسد و بازدهی به حداکثر ممکن افزایش پیدا میکند.
بخشی از این موازنه حداقلی-حداکثری در برنامهریزی، تعریف مسئله و راهکار نهفته است و بخش دیگر آن در سایر خشتهای پیشرو نهفته است.
مرحله سوم: استخراج اطلاعات
همانطور که در بخش تعریف مسئله گفته شد، استخراج معیارهای سنجش عملیات بسیار مهم است. در زمان تعریف مسئله باید معیارهایی در اختیار داشته باشید که بتوانید فرایندها را به شیوهی منطقی اندازهگیری کنید. این فرایند منطقی نه تنها برای اندازهگیری نتایج سیستمسازی به کار میرود، بلکه این احتمال وجود دارد که سبب ایجاد دانش کسبوکاری، اشتراکگذاری دانش و درنهایت استفاده از خرد جمعی شود. هرچه این خطکش معیارتان دقیقتر کار کند، احتمال برد شما در این قسمت از ساختوساز بیشتر میشود.
با تعریف معیارهای اندازهگیری امکان ایجاد داشبوردهای گزارشسازی، ایجاد سیستمهای اشتراکگذاری گزارشها و در پایان مسیر ایجاد دانش کسبوکاری فراهم میشود. رهبران و مدیران و کارمندان میدانند باید از چه خطکشی برای سنجش استفاده کنند و آن را با چه زبانی بین خود به اشتراک بگذارند. همچنین میتوانید از برخی از حسگرهای فیزیکی و هوشمند کاربردی نیز، استفاده کنید. مترهایی که قد شما را اندازهگیری میکنند را نگاه کنید تا اخرین میلیمتر از قد شما را هم جا نمیاندازند.
در کسبوکار به همچین بررسیای نیاز داریم تا چیزی از پیش چشم پنهان نماند.
با این حال برای رسیدن به نتیجه درست در استخراج اطلاعات سیستم باید روشهای استاندارد عددیسازی فرایندها یا استفاده شوند یا بر حسب مورد، ابداع شوند. تا سیستمسازی شما از حالت شهودی و حسی به حالت عددی و منطقی بدل شود.
خشت چهارم: سازماندهی
در خشت چهارم، طرحهای آماده شده باید وارد حیطه عمل شوند. در اینجا بر اساس تعاریف و برنامهریزیهای انجام شده، برنامهی کاری مشخص میشود، نیروهای درگیر به ترتیب برنامه، وارد عملیات میشوند و در پایان مسیر خروجیها به ثبت میرسند. حالا نوبت این است که افراد کسبوکار، دستورعملهای کاری خود را دریافت کنند. از اینرو، مرحله ساماندهی در سیستمسازی نقش بسیاری حساسی دارد. از این مرحله به بعد این احتمال وجود دارد که چشمانتظار خروجیهای موثر، برای کسبوکارتان باشید.
در این خشت، مفاهیم چه کسی، چه کاری را، به چه شکلی و چرا، رنگ عمل به خودشان میگیرند و سیستمسازی ما پا به عرصه وجود میگذارد؛ سپس میتوانیم شکل واقعی آن در عمل را درک کنیم.
خشت پنجم: یکپارچهسازی
خشت پنجم سیستمسازی، یکپارچهسازی تک سیستمها بایکدیگر و در نتیجه ایجاد یک سیستم کلی و بزرگتر است؛ که کاملا ً هماهنگ، هدفگرا و یکپارچه عمل کند. این مفهوم این احتمال وجود دارد که به شیوههای مختلفی پیادهسازی شود که برخی به همین دلیلشها به شرح زیر هستند:
- یکپارچهسازی از کل به جز: در اینجا سیستم کلی آماده است و سیستمهای جزئی در تلاش برای هماهنگسازی خودشان در این سیستم هستند. خطوط تولید خودرو، سیستمهای سرویسهای خدماتی، سیستمهای تولید انبوه به همین دلیلیه به نفع خودشان استفاده میکنند.
- یکپارچهسازی از جزء به کل: در این سبک از سیستمسازی، کل سیستم به خاطر پیچیده بودن و تنوع، قابل پیادهسازی یکباره نیست؛ پس هر سیستم سعی میکند در پایان مسیر روی بهرهوری خود کار کند. در فرایندهای خلاقانهای، نظیر: توسعه سیستمهای نرمافزاری، تولید انیمیشن، تولید محصولات هنری و تحقیقات علمی که امکان تصور نتیجه نهایی یا سخت است و یا امکانپذیر نیست این سیستم به کار گرفته میشود.
- یکپارچهسازی داینامیک یا ترکیبی: در برخی از صنایع، ترکیب همزمان و توامان این روشها با هم لازم داریم. برای مثال: در سیستمهای سرو غذا در رستورانها، تحویل خودرو، تشریفات، برخی از محصولات منزل و نیز توسعه نرمافزار، بخشی از کار به صورت از پیش تعیین شده قابل برنامهریزی و یکپارچهسازی هستند، اما بخشی از سیستم نیازمند شخصیسازی بر اساس نیاز مشتری است و در نتیجه سیستمها باید به صورت انعطافپذیر با این چالشها مواجه شوند.
خشت ششم: مقیاسپذیری
اساس اولیه برای سیستمسازی آن است که سیستم بتواند به «رشد» حداکثری برسد. این رشد این احتمال وجود دارد که خود را در افزایش تعداد مشتریان، افزایش درآمد، کاهش هزینه، افزایش شعب و یا مفاهیم دیگر نشان دهد. پس در اینجا یک سیستم نه تنها باید در مفهوم بهرهوری (به معنای به حداقل رساندن ستاده و حداکثر کردن داده) به نتایج خوبی دست پیدا کند، بلکه باید بتواند در مفهوم توسعه و رشد نیز به قابلیتهای خوبی برسد.
جای چی خالیه. .
در این بخش از درسنامه حال نوبت شماست که جای خالی را پر کرده و برای من هم ارسال کنید.
خشت هفتم: ؟ ؟ ؟
خشت نهایی در سیستمسازی یک کسبوکار، با مفهوم بهروری همخانواده است. کسبوکارها بعد از سیستمسازی باید نسبت به حفظ و نگهداری، آموزش، رفع عیوب، تعامل بهتر، بهروزرسانی و در پایان مسیر بهرهگیری از فناوریها اقدام کنند. تمام این روشها نیازمند انجام اقدامات دورهای و دائمی است؛ که به یک کسبوکار اجازه میدهد به یک سیستمسازی قوی دست پیدا کنند. در این بخش برای ما ارتقای کسبوکارمان اهمیت ویژهای دارد. ما میتوانیم با بررسی این بخش به درک بالاتری از هرم سیستم خود برسیم.
سخن آخر:
تا به این لحظه، هفت مرحلهی سیستمسازی را بررسی کردیم. تا به این لحظه فهمیدیم قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود در سیستمسازی به چه معناست. درواقع هر خشت برای ما یک قطره است که این احتمال وجود دارد که دریای کسبوکارمان را از نو بسازد.
هر کدام از این موارد بخشهای به خصوص خود را دارند که شما با در دست داشتن اهرم هر کدام از این بخشها به راحتی این احتمال وجود دارد که سکان کشتی پیشرفتتان را به سمت ساحل موفقیعت به پیش برانید. بسته به بزرگی سیستمسازی این احتمال وجود دارد که هر مرحله توسط افراد یک تیم و با مجموعه گستردهای از ابزارها و امکانات و در چندین مرحله به انجام برسد.
اما روح و ماهیت اقداماتی که باید در اینجا انجام شود، بر همهی سطوح دمیده شده؛ کافی است با بررسی دقیقتری به سمت احیای دوباره سیستم خود بپردازید.
مشقِ مَکتب:
به بخش نهایی از این درس رسیدیم. در اینجا شما با پر کردن پرسنامهی زیر دربارهی هرمی که تا امروز کسبوکارتان داشته میتوانید تک به تک خشتها را بررسی کنید.