مقالات

کشف مسیر مربیگری؛ شناخت مسئله و انتخاب هدف

کاشف مسیر مربیگری خود باشید

وظیفه شما این است که همیشه کنجکاو باشید. فکر می‌کنید کریستف کلمب چطور آمریکا را کشف کرد؟ بی‌شک، در اولین جرقه‌ی‌ ذهن‌اش برای کشف کردن دنیا، کنجکاوی‌ منحصربه‌فردی نهفته بود؛ که موجب کشف یک سرزمین شگرف شد. اگر قرار باشد به عنوان یک مربی در کنار تیم خود کاشف مسیر مربیگری خود باشید، باید بدانید به چه رفتارها، سبک زندگی، برخوردها و بینش‌هایی لازم دارید. کریستف، اگر به این نتیجه می‌رسید که این جرقه تنها یک ایده‌ی بی فایده‌اس هرگز آمریکا کشف نمی‌شد!

بنابراین شما هم به دنبال ناشناخته‌های کسب‌وکار خود باشید. باید بتوانید با بصیرت کافی مسیر را پیدا کرده و به همراه تیمتان از آن عبور کنید.

برای شروع می‌توانید، این رفتار را با یادگیری و تمرین به یک عادت تبدیل کنید. مربیگری روی فرایند متمرکز است نه نتایج. البته نتایج می‌توانند عالی باشند، اما تمرکز ذهنی ما روی موضوعی است که می‌توانیم کنترل کنیم؛ یعنی رفتارمان. پس در قدم‌های اولیه باید در خود و رفتارهایمان این کنجکاوی را به خرج بدهیم.

کاشف مسیر مربیگری خود باشید

سه اصل مربیگری

از تعریف سه اصل مربیگری مشخص می‌شود، که چه رفتارهایی بنیادی هستند:

  • تنبل باش
  • کنجکاو باش
  • اغلب اوقات باش
  • البته اصل اول، یعنی تنبل باش، بحث‌برانگیزترین اصل است. کاملاً مطمئن هستم که شما و همچنین اطرافیانتان به سختی کار می‌کنید. هیچ کس با دست روی دست گذاشتن و چرخاندن انگشت شست پیشرفت نمی‌کند. تنبل باش نکته انحرافی است، زیرا مربی‌گونه رفتار کردن در واقع سخت کار کردن است. من می‌خواهم در حل مشکلات دیگران تنبلی کنید. از این کار دست بردارید! شما نمی‌توانید برای همه چیز راه‌حل پیدا کنید بنابراین دست از همه‌چیزدانی خود بکشید و بگذارید افراد با آن مسئله درگیر شوند.
  • کنجکاو باش اصل ضروری است. اصلاً نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید. اگر کنجکاو نباشید، نمی‌توانید مثل یک مربی رفتار کنید. همان طور که باید تنبل باشید، به سختی روی کنجکاو ماندن و مدیریت فرایند گفت‌وگو نیز باید کار کنید. این کنجکاوی به شما انرژی لازم برای پیدا کردن کاستی‌هایی مسیر را هم اهدا می‌کند.
  • اغلب اوقات در دسترس باش، بنیانی‌ترین اصل است. طبق این اصل، مربیگری یک رویداد دوره‌ای، سلسله مراتبی و رسمی نیست. در هر نوع تعاملی که با دیگران دارید، می‌توانید نقش مربیگری خود را ایفا کنید. در هر صورت مسئله این است که کمی بیشتر کنجکاوی به خرج دهید. به این ترتیب، می‌توانید در جلسات، مکالمات تلفنی، پیام‌های متنی، در اسلک یا کلاً هر بستر ارتباطی دیگری مربی حرفه‌ای ظاهر شوید. طبق تحقیقات علمی حتی یک تأخیر نیم ثانیه‌ای نیز ممکن است تفاوت زیادی ایجاد کند؛ پس روی این مسئله بسیار حساس باشید.

علاج خستگی کنجکاوی است. هیچ علاجی برای کنجکاوی وجود ندارد.

در فرمانروا، این موضوع بخشی از تصویر بزرگ‌تر مدیریت کسب‌وکار است؛ جایی که تحلیل، تصمیم، اجرا و اصلاح مستمر باید کنار هم دیده شوند. برای کامل‌تر شدن این مسیر، مطالعه مقاله ۳ محرک هیجانی که مانع دریافت بازخورد می‌شوند و همچنین فرایند کوچینگ موفق؛ مراحل گفت‌وگو تا اقدام می‌تواند ارتباط این بحث را با بخش‌های دیگر رشد کسب‌وکار روشن‌تر کند.

هفت سؤال اساسی

کاشف مسیر مربیگری خود باشید

برای اجرای آن سه اصل به این هفت سؤال نیاز دارید. البته سؤالات عالی بسیار زیادی در دنیا وجود دارد و یک زیر مجموعه خوب از آن‌ها برای مربیگری کارآمد است. اما برای جلوگیری از ازدیاد سوالات و سخت‌تر شدن اقدام و انتخاب، مجموعه هفت سؤال اصلی که می‌توانید در اکثر موقعیت‌ها بپرسید برای شما اماده شده است. با تعداد سوال اندکی می‌توانید کارهای زیادی انجام دهید.

  • سؤال آغازین: «چی تو ذهنته؟ » روشی عالی برای شروع اکثر مکالمات سؤالی که هم سرگشاده است و هم متمرکزکننده.
  • سؤال شگفت‌انگیزِ: «دیگه چی؟ » بهترین سؤال مربیگری در دنیاست. زیرا اولین پاسخ، هیچ وقت تنها پاسخ ممکن نیست و به ندرت بهترین آن است.
  • سؤال متمرکزکننده: «خب حالا چالش اصلی چیه؟ » همه ما برای حل مسئلة اشتباهی وقت و انرژی زیادی را هدر می‌دهیم، چون به اشتباه فکر می‌کنیم اولین چالشی که به ذهنمان می‌رسد همان چالش اصلی است.
  • سؤال بنیادی: «چی می‌خوای؟ » در اینجا اقدامی هدفمند و آگاهانه به بهترین شکل آغاز می‌شود.
  • سؤال راهبرد: «اگه به این سؤال جواب مثبت بدی، به کدام سؤال باید جواب منفی بدی؟ » راهبرد یعنی انتخابی شجاعانه، و این سؤال به وضوح هزینة تعهد و فرصت را مشخص می‌کند.
  • سؤال تنبل: «چطور می‌تونم کمکت کنم؟ » قدرتمندترین سؤالی که جلوی ما را می‌گیرد تا اقدام به نجات شخص دیگری نکنیم. جایگزین دیگری، ممکن است این باشد: «از من چی می‌خوای؟ »
  • سؤال یادگیری: «تا اینجا مفیدترین و کاربردی‌ترین موضوع چی بوده؟ » وقتی شما چیزی به آن‌ها بگویید یادگیری صورت نمی‌گیرد، بلکه وقتی یادگیری پدید می‌آید که خودشان آن را بفهمند.

مواردی که ممکن است متوجه شده باشید

  • این سؤالات کوتاه و ساده هستند؛ پیچیدگی‌ای ندارند. در کمتر از ۵ ثانیه می‌توانید هر کدام را بپرسید. البته از طرفی پاسخ دادن به آن‌ها کار راحتی نیست.
  • تا این سؤالات را نپرسید، جواب را نمی‌دانید. ممکن است سؤالاتی بپرسیم که تأییدکنندة یک فرضیه باشند، یا پاسخشان چیزی باشد که می‌خواهیم بشنویم. پرسیدن چنین سؤالاتی کار راحتی است. اما با پرسیدن این هفت سؤال بر درِ ناشناخته‌ها می‌کوبیم.

مطالعه مقاله‌: اصول مربیگری موفق

سه ترکیب کلاسیک

هر کدام از این سؤالات به تنهایی عالی هستند. اما گاهی در زندگی بعضی چیزها هستند که برای ترکیب شدن با یکدیگر ساخته شده‌اند؛ مثل نان و کره، نان و پنیر، نان و کره و پنیر. با این ۴ سؤال موضوع را عمیقاً بررسی می‌کنید؛ تا به مشکل اصلی برسید. تجربه‌ام نشان می‌دهد اگر سؤال آخر را با لحن آرام بپرسید، سنجیده‌تر به نظر می‌رسد.

کاشف مسیر مربیگری خود باشید

ترکیب تمرکز:

  • «در اینجا چالش اصلی چیه؟ »
  • «دیگه چی؟ »
  • «و دیگه چی؟ »
  • «خب در اینجا چالش اصلی چیه؟ »

ترکیب حائل کتاب:

  • «چی تو ذهنته؟ »
  • «مفیدترین و کاربردی‌ترین مطلب چی بود؟ »

اگر بخواهیم رفتار روزانه رهبری‌مان، تبدیل به مربیگری شود، باید سریع و اثرگذار باشد. باید قوی شروع شده و به همین شکل تمام شود. گفت‌وگو را با سؤال آغازین شروع کنید، تا به درستی وارد مکالمه واقعی شوید و با سؤال یادگیری تمام کنید. تا آن‌ها و شما ارزش و بینش در گفت‌وگو را، درک کنید؛ که با روش‌های دیگر به دست نمی‌آید.

ترکیب شگفت‌انگیز با «و دیگر چه؟ »:

سؤالات سرگشاده بپرسید، مثل: «چی میخوای؟ » و سؤالاتی مانند «دیگه چی؟ » را به آن اضافه کنید. تصور نکنید چون همان اول به سؤالتان پاسخ داده‌اند، کارتان تمام شده است. غالباً اولین پاسخ مثل کف روی کاپوچینو است؛ موارد اصلی هنوز بیان نشده است. با پرسیدن «دیگه چی؟ » بلافاصله بعد از سؤال اول، اطلاعات بیشتری دستگیرتان می‌شود.

چیزهایی که ممکن است متوجه شده باشید

  • پرسیدن سؤالات ترکیبی بسیار اثرگذارتر از پرسیدن فقط یک سؤال است. یک سؤال خوب است، ترکیبی از سؤالات بهتر است.
  • ترکیب سؤالات اثرگذارترین روش برای مهارت پیدا کردن در اصل تنبل باش است. وقتی ترکیبی از سؤالات داشته باشید، می‌توانید بر آن‌ها متمرکز باشید، در این صورت مجبور نیستید به حرف بعدی فکر کنید که می‌خواهید بزنید. در نتیجه می‌توانید واقعاً شنونده باشید.

یک سؤال خوب است، ترکیبی از سؤالات بهتر است.

هشت روش درست سؤال کردن

دانستن سؤال یک مسئله است و درست پرسیدن آن مسئله‌ای دیگر. مثل همه مسائلی که در تلاشمان برای مربی‌گونه رفتار کردن با آن‌ها درگیر هستیم، هم راحت است (عجیب و غریب نیست) هم سخت (عادات قدیمی را تغییر می‌دهید).

  • هربار فقط یک سؤال بپرسید. احتمالاً در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اید که طرف مقابل پی‌درپی سؤال می‌کند و مهلت پاسخ دادن به شما نمی‌دهد. در عوض یک سؤال را انتخاب کنید و بپرسید. اگر موفقیت‌آمیز بود، سپس سؤال بعدی. اگر نبود (قرار نیست یک سؤال همیشه اثرگذار باشد)، سؤال دیگری بپرسید.
  • مقدمه چینی نکنید و سؤال را بپرسید. اگر ورزشکار پرتاب نیزه باشید، لازم است مسیری طولانی را بدوید تا سرعت بگیرید و بتوانید با نیزه از روی میله رد شوید. اما به احتمال زیاد پرتاب نیزه کار نمی‌کنید. برای کنجکاوی به مقدمه‌چینی، توجیه یا گزافه‌گویی نیازی ندارید. در واقع گفت‌وگو راجع به شما نیست. وقت هیچ‌کس را هدر ندهید و سؤالتان را بپرسید.
  • لازم است چیزی بپرسید که جواب را در آن گنجانده‌اید؟ آیا اردکی که یک پا دارد روی مسیر دایره‌ای شنا می‌کند؟ سؤالاتی جعلی نپرسید که جواب در خودِ سؤال وجود دارد، مثلاً «آیا به فلان موضوع فکر کرده‌ای؟ » یا «فلان چیز را در نظر گرفته‌ای؟ » این‌ها سؤال نیستند، نصایحی هستند که علامت سؤالی به آخرشان اضافه شده است.
  • همیشه سؤالاتی بپرسید که با «چی یا چه چیزی» شروع می‌شوند. هر هفت سؤال با چه چیزی شروع می‌شوند و این تصادفی نبوده است. از «چرا» دوری می‌کنیم، چون غالباً به پاسخ تدافعی می‌انجامد و همین طور «چگونه»، چون گفت‌وگو را خیلی سریع به سمت حل مسئله و اقدام می‌برد. سؤالاتی که با «چه چیزی» شروع می‌شوند از کنجکاوی دارند. به نظر می‌رسد اگر هر روز این‌گونه سؤالات را بپرسید، بينش جدیدی پیدا می‌کنید.
  • با سکوت راحت باشید. راحت نبودن شما با سکوت باعث می‌شود طرف مقابل نتواند به راحتی راجع به پاسخ سؤال فکر کند. سؤال کنید و ساکت شوید. طرف مقابل همیشه جای سکوت را برایتان پر می‌کند.
  • واقعاً به پاسخ گوش دهید. می‌دانم استادِ تظاهر به گوش دادن هستید. خیلی مشتاقانه سرتان را تکان می‌دهید و کلماتی می‌گویید که طرف مقابل را سر ذوق می‌آورید تا بیشتر صحبت کند، در حالی که حواستان جای دیگری است و ذهنتان به چیز دیگری مشغول است. در آن موقعیت کاملاً حضور داشته باشید و تمام توجهتان را به طرف مقابل بدهید. گوش دادن استعداد نادر و ارزشمندی است.
  • اعلام کنید متوجه حرف‌های طرف مقابل می‌شوید. لازم نیست هر حرفی که می‌زند، شما هم چیزی بگویید تا ثابت کنید کمربند مشکی شنیدن فعال دارید. باید بدانید حواستان کاملاً با اوست و درگیر آن گفت‌وگو شده‌اید. می‌توانید به این منظور از عبارات مختصر و مفيدي مثل «متوجهم»، «می‌فهمم»، «چقدر سخت/ چالشی/ هیجان‌انگیز یه نظر می‌رسه» استفاده کنید.
  • از هر فرصتی برای پرسیدن استفاده کنید. تصور نکنید فقط دور یک میز می‌توانید سؤال کنید. از هر مسیر ارتباطی که استفاده می‌کنید -مثل ایمیل، تلفن، پیام و …- می‌توانید سؤال خوبی بپرسید. در هر تعامل خود با دیگران و از طریق هر کانال ارتباطی ممکن است بیشتر شبیه یک مربی باشد و می‌توانید در هر نوع ارتباطی کنجکاوی بیشتری به خرج دهید.
کاشف مسیر مربیگری خود باشید

چیزهایی که ممکن است متوجه شده باشید

  • اصولِ مرتبط با نحوه درست سؤال کردن تجلی همان سه اصل است. تنبل باش، کنجکاو باش، اغلب اوقات [مربی] باش.
  • اینکه فقط از این اصول خوشتان آمده باشد به این معنی نیست که می‌توانید آن‌ها را به کار ببندید، اصلی را انتخاب کنید که فکر می‌کنید تفاوت زیادی ایجاد خواهد کرد. به طور فعال در عادات روزمرة خود از آن استفاده کنید.

سادگی را حفظ کنید

فارغ از نحوه پرسیدن، همۀ این سؤالات یک هدف دارند و آن هم این است که به شما کمک کنند کنجکاوی بیشتری به خرج دهید. تقریباً همۀ این سؤالات نیازمند این هستند که شما کار کمتری انجام دهید، یعنی به طور منظم همه چیز ساده و موزون بماند. مربیگری کاستن [پیچیدگی‌ها] است. خودتان را برای موفقیت آماده کنید.

منطقه خارج

اگر مسابقات المپیک را تماشا کنید خواهید دید ورزشکاران هدفون‌هایی دارند و منتظرند تا مسابقه شروع شود. این کار به خاطر این نیست که از شنیدن موسیقی لذت می‌برند (البته ممکن است لذت ببرند) یا صدای جمعیت را نشنوند (ممکن است به این خاطر نیز باشد)، در واقع آن‌ها از موسیقی استفاده می‌کنند تا خودشان را وارد فضای مسابقه کنند.

آن‌ها از قبل یک فهرست موسیقی آماده کرده‌اند که بارها و بارها وقتی در بهترین حالت آمادگی جسمانی خود بوده‌اند، به آن گوش داده‌اند. این کار باعث می‌شود شرطی شوند و هر وقتی موسیقی‌ها را گوش می‌دهند بدنشان به همان سطح آمادگی جسمانی برسد.

ریچارد تالر، در سال ۲۰۱۷، بابت مشارکت در اقتصاد رفتاری برندة جایزة نوبل اقتصاد شد. او یکی از نویسندگان کتاب سقلمه است، کتابی راجع به بهبود معماری انتخاب برای گرفتن نتایج بهتر. او در این کتاب راجع به پیش زمینه‌سازی صحبت می‌کند. پیش‌زمینه‌سازی روشی است که شامل عوامل پنهانی یا نه‌چندان پنهانی محرک رفتارهای متفاوت برای گرفتن نتایج بهتر است. همۀ ما بیشتر از آنچه فکرش را بکنید در معرض پیش‌زمینه هستیم.

یک نمونۀ خیلی عجیب: طعم نوشیدنی بسته به اینکه در زمان نوشیدن ویوالدی گوش می‌دهید یا وگنر برایتان متفاوت خواهد بود.

می‌توانید از این بینش استفاده کنید تا خودتان را برای داشتن رفتاری شبیه یک مربی به بهترین حالت برسانید. انجام چنین کاری به این دو روش میسر است:

یک کلیدواژه:

وقتی می‌خواهید در مقام یک مربی گفت‌وگویی را شروع کنید. یا به طور ناگهانی وارد چنین گفت‌وگویی می‌شوید یا هر وقت متوجه حضور هیولای توصیه شدید، به خودتان با عبارتی علامت بدهید تا بتوانید کنجکاوی بیشتری به خرج دهید. البته باید عبارتی را انتخاب کنید که بیشترین سازگاری را با شما داشته باشد. مثلاً «کنجکاوتر و کنجکاوتر» یا شاید با «آهسته‌تر، آهسته‌تر، آهسته‌تر» توصیه کردن را به تعویق بیندازید یا سؤال مورد علاقه‌ای که باید بپرسید «دیگه چی؟ دیگه چی؟

» یا گفت‌وگو را با عبارتی مثل «کنجکاوم بدونم…» شروع کنید و ناگهان متوجه می‌شوید که [کنجکاو] هستید.

پیشنهاد وینستون:

«ما به ساختمان‌هایمان شکل می‌دهیم و سپس، آن‌ها هستند که به ما شکل می‌دهند. » یک کلیدواژه نمونه‌ای خاص از تغییر محیط به منظور تغییر رفتار است. اما می‌توانید گسترده‌تر از این فکر کنید. چطور می‌توانید محیط اطرافتان را بیارایید تا خودتان را برای کنجکاوی بیشتر آماده کنید؟ ببینید بیشتر در کدام مکان‌ها گفت‌وگوهایی شبیه گفت‌وگوهای یک مربی دارید، همان مکان‌ها را طوری بیارایید که به شما کمک کند کنجکاوی بیشتری به خرج دهید.

کاشف مسیر مربیگری خود باشید

کشف چالش واقعی « کاشف مسیر مربیگری خود باشید »

وظیفة شما این است که جست‌وجو به دنبال راه‌حل‌ها را متوقف کرده و یافتن چالش‌ها را شروع کنید.

  • چالش واقعی را پیدا کنید.
  • بازی فعلی را تغییر دهید.

می‌توانید به عنوان شخصی شناخته شوید که کمک می‌کند مشکل بحرانی مشخص شود یا شخصی که پاسخ‌هایی عجولانه برای حل مسئلة اشتباه دارد، کدام را ترجیح می‌دهید؟ دقیقاً! از الان باید تلاش کنید تا نقش کسی را داشته باشید که کمک می‌کند تا چالش واقعی کشف شود. در واقع، یعنی نباید بی‌رحم باشید: به اندازة کافی کنجکاوی به خرج دهید تا شخصی دیگر بتواند بینش و فضای کافی برای رسیدن به قلب موضوع را به دست آورد.

و در نهایت از تمام توان خود برای رسیدن به قله‌های مربیگری بهره ببرید. همیشه یک چیزی برای لنگ‌زدن وجود دارد پس تا حد امکان موانع را برطرف کرده و به پیش بروید. اینکه چطور سوال می‌‌پرسید و چطور رفتار می‌کنید، برای دیگران که شما را به عنوان مربی انتخاب کرده‌اند، بسیار مهم است. سعی نکنید به چیزی که نیستید تظاهر کنید. قدم به قدم و با صدایت این مسیر را به پیش بروید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *