انواع استراتژی بازاریابی و کاربرد هرکدام در رشد کسبوکار
انواع استراتژیهای بازاریابی
صنعت بازاریابی، مجموعهای است که انواع استراتژیهای بازاریابی بسیار گسترده و متنوعی را شامل میشود. که همچنان رو به تکامل هستند. در این بخش، با بهترین انواع استراتژیهای بازاریابی آشنا میشویم و همچنان به یاد داشته باشید که، یک استراتژی خاص ممکن است برای برخی شرکت ها کارایی لازم را داشته باشد، و برای برخی دیگر پاسخگوی نیاز آنها، نباشد.
یک بازاریاب خوب، باعث میشود شرکتی که برای آن کار میکند، هوشمند به نظر برسد. ولی یک بازاریاب عالی، باعث میشود مشتری، احساس هوشمندی کند.
فرمانروا فروش را نتیجه یک زنجیره کامل میداند؛ از شناخت بازار و پیام درست تا پیگیری، اعتمادسازی و تبدیل رابطه به خرید پایدار. برای تکمیل این بحث، مقاله مفهوم بازاریابی؛ فراتر از تبلیغات و فروش هم مسیر خوبی برای ادامه مطالعه است.
انواع استراتژیهای بازاریابی سنتی
قبل از فناوری و اینترنت، بازاریابی سنتی اولین راهی بود که شرکتها کالاهای خود را برای مشتریان، بازاریابی می کردند. انواع اصلی استراتژی های بازاریابی سنتی عبارتند از:
- بازاریابی چاپی: بازاریابی چاپی، شامل دسترسی بازاریابان به مخاطبان هدف از طریق قالبهای آفلاین است. بروشورها، تراکتهای آموزنده و تبلیغات پستی چند نمونه از بازاریابی چاپی هستند؛ که بازاریابان در خانهی مصرف کنندگان، پخش میکنند یا به آنها تحویل میدهند. کسبوکارها همچنین ممکن است سعی کنند، با قرار دادن تبلیغات خود در مجلات، روزنامهها و سایر نشریات به مخاطبان بیشتری دست یابند. در حالی که تیمهای بازاریابی بر تولید محتوای نوشتاری مختصر، تمرکز ذهنی میکنند؛ باید نحوه جفت کردن متن با تصاویر را نیز تعیین کنند. موثرترین محتواهای بازاریابی چاپی، از ترکیب نوشتههای جذاب با تصاویر مرتبط، طرحهای رنگی مخصوص و دیگر عناصر چشمنواز، استفاده میکنند.
- بازاریابی در فضای باز: این نوع بازاریابی مستلزم نمایش عمومی تبلیغات در خارج از خانه مصرف کننده است. که شامل بیلبوردها، تبلیغات چاپ شده روی نیمکتها، برچسب روی وسایل نقلیه یا تبلیغات در حملونقل عمومی است. بیلبوردها از اصول یکسانی در بازاریابی چاپی پیروی میکنند و محتوای نوشتاری را با طرحهای رنگی، تصاویر و سایر ویژگیهای بصری ترکیب میکنند. تیمهای بازاریابی باید در زمینهٔ بیلبوردها خلاق باشند، مانند استفاده از رنگهای جسورانه یا محتوای طنز. چرا که رانندگان و رهگذران ممکن است فقط چند لحظه برای دریافت پیام فرصت داشته باشند.
- بازاریابی رویداد: بازاریابی رویداد بر روی رویدادهای خصوصی و عمومی متکی است؛ که در آن یک کسبوکار ممکن است با مشتریان خود گفتوگو، و نام تجاری خود را از طریق آن گسترش دهد. نمونههایی از رویدادهای خصوصی، مانند میزبانی یک کنفرانس یا همایش آموزشی است. کسبوکارها، ممکن است به رویدادهای عمومی، مانند برپایی غرفه در یک جشنواره هنری محلی نیز بپیوندند. شرکتها باید مواردی مانند چادر، بنر و آگهیهای چاپی را به تیمهای بازاریابی خود ارائه دهند. در صورت امکان، داشتن نمونهای از یک محصول برای مشاهده مصرفکنندگان نیز کارآمد است. هر رویداد فرصتی را برای بازاریابان فراهم میکند تا اطلاعات خود را با مصرفکنندگان به اشتراک بگذارند، به هر سوالی پاسخ دهند، برند شرکت خود را گسترش بدهند و مشتریان جدیدی را جذب کنند.
- بازاریابی محصول: بازاریابی محصول، برای موفقیت در ارائه یک محصول جدید امری حیاتی و در بسیاری از صنایع قابل اجرا است. حتی قبل از اینکه محصول ساخته شود، بازاریابان، کار تحقیق را شروع میکنند، تا اطمینان حاصل کنند که آن محصول برای مشتریان یک شرکت مناسب است و هدف مفیدی را دنبال میکند. سپس، تیم محصول از بینش بازاریاب، به عنوان راهنمایی در مورد آنچه باید در محصول جدید گنجانده شود، استفاده خواهند کرد.

همانطور که محصول در حال ساخت است، بازاریاب، تیم فروش را با دانش و مواد لازم تجهیز میکند، تا محصول را به مشتریان فعلی بفروشند و به مخاطبان جدید دسترسی پیدا کنند. پس از معرفی محصول، بازاریاب اطمینان حاصل میکند که مشتریان با مشکل پذیرش محصول مواجه نیستند و محصول با گذشت زمان، همچنان محبوب باقی میماند.
انواع استراتژیهای بازاریابی دیجیتال
- بازاریابی از طریق رسانههای اجتماعی: بازاریابی رسانههای اجتماعی شامل استفاده از، کانالهای رسانههای اجتماعی (مانند اینستاگرام، اکس (توییتر) و یوتیوب) برای ایجاد یک برند، ارتباط با مشتریان، افزایش ترافیک وبسایت و افزایش فروش است. این پلتفرمها ثابت کردهاند که ابزارهای عالی، برای بازاریابی هستند؛ زیرا توانایی آموزش مشتریان در مورد محصولات، شخصیسازی تجربیات مصرفکننده در رسانههای اجتماعی و تعامل با مخاطبان را، به گونهای که قبلا ممکن نبود قادر ساختند. بازاریابان، برای توسعهٔ تبلیغات هدفمند و پستهای به موقع، به ابزارهای تجزیه و تحلیل دادهها متکی هستند. که تعامل رسانههای اجتماعی با برندها و درآمد را افزایش میدهند.
- بازاریابی محتوا: بازاریابی محتوا، بر ایجاد محتوای مرتبط، جالب و با ارزش تمرکز ذهنی دارد. که مخاطب را جذب و تبدیل به یک مشتری میکند. بازاریابان به این شکل از محتوا روی میآورند؛ زیرا باعث افزایش ترافیک سئو و افزایش کمیت و کیفیت مشتریان میشود. یک مثال هوشمندانه در بازاریابی محتوا، کمپین «یک کوکا بنوش» کوکاکولا است. این شرکت بطریها و قوطیهای نمادین خود را با نامهای محبوب برچسبگذاری کرد تا پیوند قویتری با مشتریان خود ایجاد کند. این آزمایش، چنان موفقیت چشمگیری در استرالیا داشت که در نهایت در هشتاد کشور جهان، اجرا شد.
- بازاریابی اینفلوئنسر: اینفلوئنسر مارکتینگ، نوعی از بازاریابی رسانههای اجتماعی است که بر وایرال بودن و محبوبیت اینفلوئنسرهای رسانهٔ اجتماعی تکیه میکند، که برای تبلیغ و تایید محصولات پول میگیرند. شرکتها به حساب رسانههای اجتماعی که فالوورهای زیادی دارند، پول پرداخت میکنند تا محصول خود را در یک پست اینستاگرام، اسنپ چت یا حتی فیسبوک قرار دهند. اینفلوئنسر مارکتینگ، هم برای شرکت و هم برای اینفلوئنسر سودآور است. این شرکتها به طور بالقوه میلیونها بازدید از محصول خود دریافت میکنند و برای اینفلوئنسر هم عاید مالی به همراه دارد. به عنوان مثال، برای دستیابی به ۳۴۰ میلیون فالوور اینستاگرام دواین «راک» جانسون، شرکتها باید حدود ۱ میلیون دلار برای هر پست بپردازند.
- بازاریابی سئو: آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه یک موتور جستجو، نتایج جستجوی خود را برای شما انتخاب میکند؟ چگونه میداند که کدام وبسایتها را اول انتخاب کند؟ بیشتر آن به بهینهسازی موتور جستجو (SEO) مربوط میشود. سئو، افزایش ترافیک را از شیوههای مختلف فنی و مرتبط با محتوا انجام میدهد. که خواندن، درک و رتبهبندی یک سایت را برای موتورهای جستجو آسانتر میکند. بهینهسازی محتوا، عکسها یا رویههای درونی سایت، تجربهای خوب و کارآمد را، هم برای کاربر و هم برای موتور جستجو فراهم میکند؛ در نتیجه، رتبهبندی بالاتری را به همراه دارد. رتبههای بالاتر ارائه شده توسط این روش بازاریابی، رایگان، ترافیک را افزایش میدهند و مخاطبان معمولی را به مشتریان وفادار تبدیل میکند.

شغل بازاریابی
شغل بازاریابی: ما به عنوان بازاریاب، باید بفهمیم مشتری چگونه میخواهد خرید کند و به او کمک کنیم تا این کار را انجام دهد.
شما مدتهاست که در مورد بازاریابی شنیدهاید و احتمالا برخی از افراد را در این زمینه میشناسید. اما وقتی از خود میپرسید، «بازاریابان چه کار میکنند؟ » جزئیات کمی مبهم به نظر میرسد. در حوزهای به وسعت بازاریابی، دلیل خوبی برای این پیچیدگی وجود دارد. شرح شغل بازاریابی برای دو حرفهای که عناوین شغلی یکسان یا مشابه دارند، ممکن است صد درصد متفاوت به نظر برسد!
چگونه وارد بازاریابی شویم؟
بازاریابی یک زمینه منحصربهفرد است. پر از افراد تحلیلگری که در عین حال، درک عمیقی از روانشناسی شخصیت و داستانسرایی دارند. شرکتها در سراسر جهان به بازاریابهای شایسته نیاز دارند؛ چرا که محصولات روزبهروز بیشتر توسعه مییابند. چه کسی ممکن است یک محصول را بهتر از شخصی بازاریابی کند که بیشترین دانش را در مورد این صنعت دارد؟ اگر فکر میکنید که ترکیب تجزیهوتحلیل با داستانسرایی جذاب به نظر میرسد، ممکن است استعداد خوبی در شغل بازاریابی، داشته باشید.
عصر ما، زمانی عالی برای وارد شدن به حوزهٔ بازاریابی است. پیشبینی میشود که صنعت تبلیغات و بازاریابی در جهان تا سال ۲۰۲۶ به ارزشی در حدود ۷۸۶ میلیارد دلار، دست یابد. بازاریابی دیجیتال، حتی نقش پررنگتری را ایفا کرده است و تبلیغات اینترنتی و نمایشی، به ابزاری محبوب برای بازاریابان تبدیل شده است.
الزامات آموزش بازاریابی
اکثر مشاغل بازاریابی، حداقل به یک مدرک لیسانس در بازاریابی، روزنامهنگاری، طراحی گرافیک یا رشتههای مشابه نیاز دارند. این مدرک به رهبران و مدیران نشان میدهد، که شما دانش و سابقهٔ بازاریابی قابل استنادی دارید. البته داشتن مدرک تنها راه ورود به این صنعت نیست. دورهها و کلاسهای معتبر زیادی وجود دارد که ممکن است به شما کمک کند تا یک بازاریاب با کیفیت شوید (یا اگر از قبل در این صنعت هستید، اطلاعات بیشتری کسب کنید).
چرا به بازاریابی به عنوان یک شغل نگاه کنیم؟
شکی نیست که بازاریابی، به ویژه مشاغل بازاریابی دیجیتال در دنیای امروز، تقاضای زیادی دارند. با توجه به اداره آمار کار (BLS)، رهبران و مدیران بازاریابی، جز ده شغل پردرآمد در سال ۲۰۲۱ هستند. و با وجود اثرات پاندمی کرونا، این تقاضا همچنان به رشد خود ادامه داده است.
نمودار۱. میانگین حقوق شغلهای مختلف بازاریابی
مسیرهای شغلی در انواع استراتژیهای بازاریابی
در حرفهٔ بازاریابی، چندین مسیر شغلی وجود دارد. در یک مفهوم سنتیتر از بازاریابی، افراد تازهوارد معمولا به عنوان هماهنگکننده بازاریابی، کار خود را شروع میکنند و سپس به سمت مدیر بازاریابی، مدیر میانی بازاریابی و مدیر ارشد بازاریابی میروند. بازاریابان دیجیتال، در مورد نقشها و مسیرهایی که میتوانند انتخاب کنند، گزینههای بیشتری دارند.
این بازاریابان معمولا کار خود را به عنوان هماهنگکننده شروع میکنند، سپس میتوانند نقشهایی مانند متخصص بازاریابی، مدیر بازاریابی موتور جستجو، مدیر رسانههای اجتماعی یا مدیر میانی بازاریابی، و در ادامهٔ مسیر خود، به سمت مدیر ارشد بازاریابی یا معاون مدیر بازاریابی برسند. در چند سال گذشته، به دلیل ظهور فناوریهای نو و پیشگامانه در زمینه بازاریابی، عناوین شغلی و مسئولیتهای جدیدی، به طور مداوم ظاهر شدهاند.
بازاریابی، شغل بسیار ارزشمندی است. مسیرهای شغلی متنوع و مختلفی را ارائه میدهد که میتوانید بر اساس ترجیحات و علایق خود انتخاب کنید.
مسیرهای شغلی بازاریابی
نقشهای مهم زیادی، برای تشکیل یک تیم بازاریابی وجود دارد؛ زیرا این بخشها برای اهداف کلی یک شرکت اهمیت بسیاری دارند. در زیر چشمانداز شش موقعیت رایج بازاریابی را، باهم مرور میکنیم:
- هماهنگکننده بازاریابی:
هماهنگکنندههای بازاریابی انواع وظایف اداری را برای تیمهای بازاریابی، انجام میدهند. این وظایف ممکن است شامل نگهداری وبسایت، ویراستاری انتشار، هماهنگی جلسات و برنامهریزی رویداد باشد. اکثر هماهنگکنندهها که به عنوان یک موقعیت شغلی ابتدایی در دنیای بازاریابی دیده میشوند، معمولا دارای مدرک لیسانس در بازاریابی، روابط عمومی یا روزنامهنگاری هستند.
- چشمانداز شغل هماهنگکننده بازاریابی (۲۰۱۹، ۲۰۲۹): رشد ۷ درصدی
- تحلیلگر تحقیقات بازاریابی: تحلیلگر تحقیقات بازاریابی، برای موفقیت کلی یک تیم بازاریابی مهم هستند. وظایف معمول آنها شامل پیشبینی روندهای بازاریابی و فروش، جمعآوری دادهها در مورد رقبا، اندازهگیری اثربخشی کمپینهای بازاریابی و ارائه نتایج به رهبران و مدیران اجرایی است. این عنوان شغلی، یکی از سریعترین عناوین در حال رشد در حرفه بازاریابی است. یک تحلیلگر تحقیقات بازاریابی توانا، ممکن است با داشتن مهارتهای تحقیق و استراتژی، در زمان و هزینه شرکتها صرفهجویی کند. چشمانداز شغل تحلیلگر تحقیقات بازاریابی (۲۰۲۱، ۲۰۳۱): رشد ۱۹ درصدی
- مدیر رسانههای اجتماعی: یک مدیر رسانههای اجتماعی، بر کمپینهای بازاریابی و فعالیتهای یک شرکت که در پلتفرم رسانههای اجتماعی مانند فیسبوک، اینستاگرام و توییتر انجام میشوند، نظارت میکند. ایجاد محتوا، توسعه یک برنامه زمانبندی محتوا، نظارت بر پستها و اجرای دستورالعملهای برند، از وظایف این شغل هستند. رهبران و مدیران رسانههای اجتماعی، باید بدانند که چگونه معیارهای رسانههای اجتماعی را با ابزارهای محبوب از جمله Google Analytics، Sprout Social و BuzzSumo اندازهگیری کنند. چشمانداز شغل مدیر رسانههای اجتماعی (۲۰۲۰-۲۰۳۰): رشد ۱۰ درصدی
- مدیر برند: یک مدیر برند، در زمینههای مختلف تصمیمات مهمی میگیرد. از جمله اینکه چگونه یک شرکت باید خود را به مخاطبان هدف معرفی کند و چگونه برندی بسازد که ادراک مطلوبی را، ایجاد کند. مدیر، تحقیقات بازار را انجام میدهد تا بفهمد محصولات یا خدمات در یک بازار خاص در کجا قرار میگیرند و چگونه میتوان یک شرکت را از رقبای خود متمایز کرد. هنگامی که رهبران و مدیران برند، استراتژی برند و بودجه بازاریابی را تعیین میکنند، با تیمهایی در سراسر کسبوکار همکاری میکنند، تا اطمینان حاصل کنند که برند یک شرکت ثابت میماند. چشمانداز شغل مدیر برند (۲۰۲۰-۲۰۳۰): رشد ۱۰ درصدی
- مدیر بازاریابی: رهبران و مدیران بازاریابی، موظف به ایجاد استراتژیها و تاکتیکهایی هستند، که به افزایش ترافیک و جذب مشتری کمک میکند. آنها مسئول نظارت بر تمامی چرخه حیات یک کمپین بازاریابی، ایجاد روابط کلیدی با شرکا و آژانسها در سراسر این حوزه هستند. رهبران و مدیران بازاریابی، پیشینه قابل اثبات در بازاریابی، خلاقیت و مهارتهای سخت و نرم فوقالعاده، داشته باشند. ممکن است به اشتباه، خیال کنید منظور از مهارت سخت و نرم مهارتهای کامپیوتری است؛ درحالی که این طور نمیباشد. منظور ما از مهارتهای سخت، قابلیت ارتباط گیری یک مدیر با دیگر کسبوکارها است. که برای این کار لازم است، تواناییهایی را در خود پرورش دهد از جمله: تحلیل دادهها، سواد کامپیوتری، مدیریت پروژه، دانستن زبانی غیر از زبان مادری. و منظور از مهارتهای نرم، توانایی برقراری ارتباط با افراد درون کسبوکار است. همچنین در این مهارت، نحوی ارتباط با خودمان نیز مهم است و ابعاد سلامت روان ما را شامل میشود. برای کسب این مهارت لازم است، قابلیت همکاری تیمی، حل بحران، مدیریت زمان و اخلاق کاری را در خود پرورش دهیم. چشمانداز شغل مدیر بازاریابی (۲۰۲۱، ۲۰۳۱): رشد ۱۰ درصدی
- مدیر ارشد بازاریابی (CMO): مدیر ارشد بازاریابی، یک مدیر اجرایی در بالاترین سطح است. که مسئول تعیین اهداف کلی کسبوکار میباشد و تمام فرآیندها و استراتژیهای بازاریابی را مشخص میکند. مدیر ارشد بازاریابی از طریق تحقیقات بازار، موقعیت یک شرکت در بازار را درک و پیشبینی میکند که در آینده باید در کجا قرار گیرد. سپس، اهدافی را تعیین میکند که ابتکارهای مرتبط با بازاریابی را در زمینههایی مانند: برندسازی، توسعه محصول، دسترسی به مشتری و فروش هدایت میکند. چشمانداز شغلی مدیر ارشد بازاریابی (۲۰۱۹-۲۰۲۹): رشد ۴ درصدی
همانطور که در شغل خود پیشرفت میکنید، ممکن است بخواهید روی یک جنبه خاص از بازاریابی یا یک بخش خاص تمرکز ذهنی کنید.
نمودار ۲. نحوه پیشرفت در مسیر شغلی بازاریابی
محدودیتهای بازاریابی چیست؟
اگرچه دلایل زیادی وجود دارد که یک شرکت کمپینهای بازاریابی خود را آغاز کند، اما محدودیتهای متعددی هم برای این صنعت وجود دارد:
- اشباع بیش از حد: طبیعتا هر شرکتی در پی فروش محصول خود به مشتریان است؛ و انتظار دارد آنها نیز محصولات شرکتشان را به محصولات رقبا، ترجیح بدهند. بنابراین، کانالهای بازاریابی میتوانند رقابتی باشند؛ زیرا شرکتها برای جلب توجه مثبت و شناخت بیشتر، در تلاش هستند. اگر شرکتهای زیادی در حال رقابت باشند، توجه مشتری ممکن است به شدت کاهش یابد و در نتیجه هر شکلی از تبلیغات موثر نباشد.
- کاهش ارزش: هنگامی که یک شرکت تخفیف محصولات خود را تبلیغ میکند، ممکن است عموم مردم در آینده، از نظر روانی ارزش آن محصول را، کمتر ببینند. اگر یک کمپین تبلیغاتی بسیار قوی باشد، مشتریان حتی ممکن است منتظر آن بمانند تا یک خرید خوب را تجربه کنند، چرا که چنین چیزی را در کمپین قبلی، تجربه کرده یا به یاد میآورند. برای مثال، اگر جمعه سیاه نزدیک باشد، ممکن است برخی عمدا از خرید کالا، خودداری کنند.
- بدون موفقیت تضمینی: کمپینهای بازاریابی ممکن است هزینههای اولیهای را تحمیل کنند، که هیچ نویدی برای موفقیت در آینده ندارند. این موضوع در مورد مطالعات تحقیقات بازار نیز صادق است؛ جایی که زمان، تلاش و منابع برای مطالعهای که ممکن است هیچ نتیجهٔ قابل استفاده یا مفیدی به همراه نداشته باشد، هدر میرود.
- سوگیری مشتری: مشتریان وفادار و قدیمی برای خرید برند یا محصول یک شرکت نیازی به تبلیغات ندارند. با این حال، مشتریان جدیدتر و ناآشنا ممکن است به تبلیغات نیاز داشته باشند. بازاریابی به طور طبیعی نسبت به مشتریان غیر وفادار سوگیری دارد، زیرا کسانی که مدت زیادی است از شرکت حمایت میکنند، با سرمایهگذاری بیشتر در بهبود محصول، خدمات بهتری هم دریافت میکنند.
- هزینه: کمپینهای بازاریابی ممکن است گران باشند و راهاندازی کمپینهای بازاریابی دیجیتال ممکن است نیازمند انجام کار فشرده باشد و حفظ برنامهریزی و اجرای طرحهای آن هزینه بر باشد.
- وابسته به اقتصاد: بازاریابی زمانی بیشترین موفقیت را دارد، که مردم سرمایهای برای خرج کردن داشته باشند. اگرچه بازاریابی ممکن است مزایای غیر مالی مانند: وفاداری به برند و شناخت محصول ایجاد کند، اما هدف نهایی افزایش فروش است. در شرایط نامطلوب اقتصاد کلان، بالا بودن نرخ بیکاری یا نگرانیهای مربوط به رکود، مصرفکنندگان ممکن است کمتر هزینه کنند و مهم نیست که یک کمپین بازاریابی چقدر عالی باشد.
بازاریابی پدر شغلها است، چرا که آنها را بزرگ میکند.
برای اینکه در شغل بازاریابی، موفق شوید باید:
- دریابید که کدام حوزه بازاریابی برای شما مناسبتر است.
- این رشته را بشناسید و در برنامههای آموزشی شرکت کنید.
- در رویدادها شرکت کنید و شبکه مخاطبین خود را گسترش دهید.
- یک وبلاگ راهاندازی کنید.
- چند کار رایگان انجام دهید.
- هزینه خدمات خود را تعیین کنید و اولین مشتری واقعی خود را، پیدا کنید.
- اهداف بلندمدت، تعیین کنید و تصمیم بگیرید که میخواهید یک فریلنسر باشید؟ یا کارمند؟
- یک عادت سالم را برای یادگیری در مورد رشته خود شروع کنید.
نتیجه گیری:
تا اینجا یاد گرفتیم که بازاریابی جزء ضروری هر کسبوکاری است. بازاریابی اجازه میدهد تا محصولات یا خدمات یک کسبوکار برای مصرفکنندگان شناخته شود و به آنها کمک میکند تا محصول آن شرکت را به رقبا ترجیح بدهند. اگرچه بازاریابی هزینههای قابل توجهی دارد، ولی شرکتها بودجه بازاریابی را به عنوان بخشی از هزینهها ایجاد میکنند، به این امید که فروش و سود از هزینههای بازاریابی بیشتر باشد.
از همین منظر شغل بازاریابی و افراد شاغل در این صنعت، همیشه بر رونق یک کسبوکار تاثیر زیادی میگذارند.