مقالات

مدل‌های گفتگو در کوچینگ؛ چطور مسیر رشد مدیران را روشن‌تر می‌کند؟

مدل‌های گفتگو در کوچینگ

کوچینگ، همان فرآیند مکالمه‌محوری است. مدل‌های گفتگو در کوچینگ با یک گپ‌وگفت دوستانه تفاوت دارد. چند درصد از ما در چنین مکالمه‌ای قرار می‌گیریم؟ هنوز مرز‌های تاثیر این مکالمه در افراد به محاسبات عددی درنیامده‌است؛ اما بی‌شک این دست مکالمات، کیفیت کنونی زندگیمان را تغییر می‌دهند. جلسات کوچینگ، به ساختارمندی معروف‌اند و فضای حاکم بر آن‌ها رسمی است، اما نتایجی را در پی‌دارند که تأثیرشان بر زندگی شخصی و کسب‌وکار مراجعین شگفت‌انگیز است.

حال چگونه می‌توان در طول جلسات، به این ساختار پایبند بود؟ قطعا برای دیدن فیلم‌ به سینما رفته‌اید، برای اینکه فیلم به نمایش دربیایید به مدل و ابزارهای خاصی نیازدارد که تصویر را در ابعاد بزرگ‌تر با صدای رساتر به مخاطب برساند. این پرده‌ی نمایش، مدل اجرای فیلم در سینماست. در کوچینگ هم به مدل‌های مشخصی برای پیاده کردن نقش‌های خود، نیاز داریم.

در پرده‌ی نمایش کوچینگ، آن چیزی که صحنه را می‌دزدَد، همیشه در اخرین صحنه ظاهر می‌شود و نور خود را روی زندگیمان می‌تاباند. پس بهتر است تا انتهای نمایش روی صندلی خود بمانید.

در فرمانروا، این موضوع بخشی از تصویر بزرگ‌تر مدیریت کسب‌وکار است؛ جایی که تحلیل، تصمیم، اجرا و اصلاح مستمر باید کنار هم دیده شوند. برای کامل‌تر شدن این مسیر، مطالعه مقاله فرهنگ کوچینگ؛ چطور مسیر رشد مدیران را روشن‌تر می‌کند؟ و همچنین مدیریت کسب‌وکار با OKR؛ از مفهوم تا اجرای درست در مدیریت می‌تواند ارتباط این بحث را با بخش‌های دیگر رشد کسب‌وکار روشن‌تر کند.

پرده‌ی نمایش کوچینگ

درواقع، فرآیند کوچینگ مجموعه مکالمات خوش‌ساختاری است که به مراجع کمک می‌کند در مورد جنبه‌های متفاوت نقش خود در محیط کار و زندگی‌اش عمیق‌تر فکر کند و در راستای رشد و توسعه فردی و حرفه‌ای خود گام‌های مؤثری بردارد. مراجع خودش تصمیم می‌گیرد که به‌اتفاق کوچ بر روی چه اهدافی کار کند؛ اما این اهداف باید در همان ابتدای برنامه کوچینگ مشخص شده و کوچ و مراجع بر سر آن‌ها توافق کنند.

ساختارمند بودن جلسات کوچینگ و پیروی‌کردن آن‌ها از یک مدل کوچینگی بدین معنا نیست که گفت‌وگوهای غیررسمی و شخصی هیچ جایی در این جلسات ندارند؛ بلکه به این معنا است که باید تمام تمرکز ذهنی کوچ و مراجع به موضوع اصلی جلسه باشد.

در یک جلسه کوچینگی، کوچ از مراجع سؤال می‌پرسد و گه‌گاه او را به چالش می‌کشد؛ اما تأثیرات هر جلسه اغلب بعد از پایان‌یافتن آن، آشکار می‌شود. یعنی وقتی مراجع مطالب بیان شده در طول جلسه را پیش خود مرور می‌کند و عمیق‌تر به آن‌ها فکر می‌کند، تأثیرشان را بر روی تفکر و نگرش خود بهتر درک کند. مراجع باید در فاصله زمانی میان دو جلسه کوچینگی اقداماتی صورت دهد و این مسئله به‌خودی‌خود تأثیر جلسات کوچینگ را دوچندان می‌کند.

کوچ به صحبت‌های مراجع گوش می‌دهد، از او سؤال می‌پرسد و همچون آینه‌ای گفته‌ها را بازگو می‌کند تا مراجع به‌ درک بهتری از موقعیت خود برسد و برای دست‌یافتن به‌جایگاه ایده‌آلش برنامه‌ریزی و اقدام کند. کوچینگ براین مبنا استوار است که مراجع مسئولیت تمام کارهایش را به عهده می‌گیرد و خود را مالک مطلق رشد و پیشرفتش می‌داند.

مراجع باید بداند که کوچینگ با درمان و مشاوره تفاوت دارد و نباید چشم به دهان کوچ بدوزد تا پاسخ مشکلات و مسائلی را که مطرح کرده از زبان او بشنود. اگر کوچ ببیند مراجع مسائلی را مطرح می‌کند که باعث می‌شوند جلسه از حالت کوچینگی خارج شده و حال و هوای یک جلسه مشاوره‌ای را به خود بگیرد، باید با استفاده از مهارت‌ها و تجربیاتش سمت‌وسوی جلسه را به همان حالت کوچینگی باز گرداند.

کوچ‌های حرفه‌ای و باتجربه به این درک رسیده‌اند، که مکالمات کوچینگی باید روندی طبیعی داشته باشند و وظیفه کوچ این است که بااستفاده از ابزارها و تکنیک‌های مناسب ساختار و چهارچوب جلسات را حفظ کند؛ اما برای کوچ‌هایی که در ابتدای راه هستند و تجربه کمتری دارند، استفاده از یک مدل این احتمال وجود دارد که ابزاری بسیار مفید و کارآمد باشد.

بهتر است بدون فوت وقت سری به این مدل‌های ارائه شده بزنیم:

مدل کوچینگی LEAP

کوچینگ که آغاز می‌شود مراجع به تکاپو می‌افتد و می‌خواهد؛

اما تمامی این‌ها زمانی محقق می‌شوند که کوچینگ ساختار و چهارچوب مشخصی داشته باشد. یا به‌ عبارت‌ دیگر از یک مدل مشخص و کارآمد پیروی کند. در این مقاله با مدل چهار مرحله‌ای LEAP آشنا می‌شوید. اساس نام‌گذاری اغلب مدل‌های کوچینگی، کنار هم قراردادن حرف اول هر یک از مراحل آن مدل است و مدل LEAP هم از این قاعده مستثنی نیست.

واژه LEAP به معنای یک خیز و جهش بزرگ است و این دقیقاً همان اتفاقی است که باید در کوچینگ رخ دهد؛ یک خیز و جهش بزرگ که مراجع را از جایگاه فعلی‌اش به یک جایگاه ایده‌آل می‌رساند. در حالت کلی مراحل یک مدل کوچینگی باید به ترتیب و پشت‌سرهم انجام شوند.

اما این احتمال وجود دارد که در نیمه‌راه با پس از گذشت چند جلسه اهداف مراجع تغییر کنند، یا او در موقعیت جدیدی قرار بگیرد و لازم باشد در اهداف خود تجدیدنظر کرده و اهداف تازه‌ای برای خود مشخص کند. در این صورت کوچ می‌بایست، مرحله بررسی اهداف را دوباره اجرا کند؛ شاید زمینه فعالیت مراجع تغییر کند.

برای مثال: فردی از یک شرکت‌به‌شرکت دیگری منتقل شود، یا در همان شرکت بماند؛ اما مسئولیت‌هایش تغییر کند. در چنین شرایطی کوچ و مراجع باید جلسه‌ای گذاشته و یک‌بار دیگر موقعیت فعلی را بررسی کنند. نگران پیش‌برد جلسه و یا تغییرات ناگهانی نباشید، با تمرین و ممارست این مدل ملکه ذهن می‌شود و می‌توان به‌صورت کاملاً طبیعی جلسات کوچینگ را پیش برد.

حال بادقت بیشتری به بررسی هر یک از این مراحل می‌پردازیم:

مدل‌های گفتگو در کوچینگ

بررسی اهداف

چگونه باید اهداف را بررسی کرد؟

بسیاری از ما در ابتدای سال برای خود اهدافی را مشخص می‌کنیم؛ مثلاً تصمیم می‌گیریم وزن کم کنیم و خوش‌اندام شویم، بیشتر مطالعه کنیم، مهارت جدیدی یاد بگیریم، یا برای خانواده و فرزندانمان بیشتر وقت بگذاریم؛ اما هنوز یک ماه نگذشته چنان درگیر روزمرگی‌های زندگی می‌شویم که تمامی این اهداف را از یاد می‌بریم و تلاش نمی‌کنیم آن‌ها را به واقعیت تبدیل کنیم. در واقع این تصمیم‌ها بیشتر از آن که یک هدف باشند، خواسته قلبی ما برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب‌تر هستند.

کوچ به مراجع کمک می‌کند تا نسبت به این خواسته شور و اشتیاق و تعهد بیشتری داشته باشد و آن را به یک هدف واضح و تعریف شده تبدیل کند.

مشخص‌کردن هدف مدل‌های گفتگو در کوچینگ ابزار بسیار قدرتمندی است و می‌توان با بهره‌گیری از آن به افراد کمک کرد تا از جایی که هستند به‌جایگاه ایده‌آل خود برسند. اگر برای خود هدف مشخص نکنید چگونه می‌فهمید که چه مسیری را باید طی کنید؟ چه مقدار از مسیر را پشت سر گذاشته‌اید؟ به مقصد رسیده‌اید یا نه؟ شرکت‌ها همیشه در ابتدای سال برای پیشرفت و توسعه کسب‌وکار خود اهداف جدیدی مشخص می‌کنند.

دستیابی به این اهداف باید به‌گونه‌ای باشد که همه افراد خود را در این حس موفقیت و کامیابی سهیم بدانند و از سوی دیگر مشخص‌کردن اهداف فردی اعتمادبه‌نفس را افزایش می‌دهد؛ چرا که به‌واسطه آن فرد این احتمال وجود دارد که نوعی حس موفقیت را تجربه کند، حرکتی روبه‌جلو داشته باشد و دستاوردهایی فراتر از حد تصورش کسب کند.

مطالعه مقاله‌: شیوایی هدف و ارزش در رهبری

مزایای مشخص‌کردن هدف:

روند مشخص‌کردن هدف باید به‌گونه‌ای باشد که مراجع، هدف را متعلق به خودش بداند. اگر قرار باشد هدف به او تحمیل شود، شانس رسیدن به آن اندک خواهد بود یا حتی اگر آن هدف محقق شود، فرد ناین احتمال وجود دارد که آن طور که بایدوشاید در مسیر رسیدن به هدفش رشد کرده و مطالب تازه‌ای یاد بگیرد. کوچ باید به مراجع کمک کند تا هدفی اصولی تعیین کند.

به‌عنوان‌مثال: افزایش استقلال فردی، هدف امسال ماست. ارزیابی‌کردن این هدف این احتمال وجود دارد که جالب و مهیج و درعین‌حال چالش‌برانگیز باشد. برای این منظور می‌بایست در همان ابتدای کار مشخص کنید که یک فرد مستقل چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی دارد. یک کوچ حرفه‌ای به‌جای آن که مراجع را محدود کند تا اهدافی برای خود برگزیند که ارزیابی‌کردن آن‌ها ساده‌تر است و مراجع را ترغیب می‌کند به دنبال راهکارهایی خلاقانه برای ارزیابی و سنجش این اهداف باشد.

این کار کمک می‌کند تا مراجع اهداف خود را بهتر و بیشتر درک کند.

هدف می‌بایست دست‌یافتنی و واقع‌گرایانه باشند. درغیراین صورت تمامی تلاش‌ها و اقدامات مراجع برای رسیدن به آن بیهوده خواهد بود. به‌عنوان‌مثال: کارمندی را در نظر بگیرید که ماهیانه ۴ میلیون تومان درآمد دارد؛ اما برای خود چنین هدف مشخص کرده است که ظرف مدت ۲ ماه یک اتومبیل لوکس چندمیلیون دلاری بخرد. کاملا مشخص است که باتوجه به میزان درآمد این فرد، این هدف خیلی غیرواقعی است.

نکته کلیدی:

کوچ به مراجع کمک می‌کند، تا از اهداف جسته‌وگریخته و دست‌نیافتنی فاصله بگیرد و بر روی اهدافی واقع‌گرایانه متمرکز ذهنی شود.

تعیین هدف بر اساس مدل EXACT:

در کتاب آلیس در سرزمین عجایب شاهد این گفتگوی بسیار جالب میان آلیس و گربه هستیم:

آلیس: می‌شود به من بگویی برای خارج‌شدن از اینجا باید از کدام مسیر بروم؟

گربه: به این بستگی دارد که می‌خواهی به کجا برسی

آلیس: برایم مهم نیست که به کجا برسم.

گربه: پس فرق هم نمی‌کند که از کدام مسیر بروی!

مدل‌های گفتگو در کوچینگ

مراجع تنها زمانی این احتمال وجود دارد که در یک مسیر درست گام بردارد که بداند در پایان مسیر قرار است به کجا برسد. ازاین‌رو بسیار مهم است که در همان اولین جلسه، کوچ از مراجع بخواهد تا برای خود هدفی مشخص کند و تمام انرژی و تمرکز ذهنی خود را به آن اختصاص دهد، تا در پایان مسیر به آن دست یابد. براساس این مدل اهداف باید، مثبت و هیجان‌برانگیز، قابل ارزیابی و قابل سنجش، چالش‌برانگیز و دارای چهارچوب زمانی مشخص باشد.

تفاوت هدف در دو مدل ذکر شده در این است که:

اجازه دهید تا با یک مثال این موضوع را برایتان روشن کنم: تابه‌حال برایتان پیش‌آمده بخواهید یک گوشی جدید بخرید و بعد متوجه شوید خیلی از اطرافیانتان یکی از این گوشی‌ها را دارند؟ سیستم عصبی فعال‌ساز ۹۹ درصد ورودی‌هایش را غربال می‌کند تا فرد فقط متوجه چیزهایی شود که در حال حاضر به او مربوط می‌شوند.

وقتی برای خود یک هدف مثبت و جذاب مشخص می‌کنید، سیستم عصبی فعال‌ساز اطلاعات و فرصت‌هایی را در اختیارتان قرار می‌دهد که اگر آن هدف را انتخاب نکرده بودید، بدون تردید آن‌ها را نادیده می‌گرفت. این مسئله به‌خودی‌خود شما را به اهدافتان نزدیک‌تر می‌کند. پس اگر مراجع دستیابی به یک شغل ایده‌آل را به‌عنوان هدف خود مشخص کرده باشد؛ یکی از جنبه‌های کلیدی مشخص‌کردن اهداف، کلماتی است که برای تعریف‌کردن این اهداف به کار برده می‌شوند.

بسیاری افراد هدف خود را این‌گونه تعریف می‌کنند؛ متوقف‌ساختن برخی از رفتارها و فعالیت‌های نامطلوب. به‌عنوان‌مثال: دیگر با فرزندانم بدرفتاری نکنم و عصبانی نشوم. اگر هدف به این شکل تعریف شود مراجع باید بر روی نبایدها تمرکز ذهنی کند و این مسئله یک اثر منفی بر روی او خواهد داشت.

در نتیجه بهتر است نحوه تعریف‌کردن هدف را تغییر داده و از یک‌زبان مثبت و پویا استفاده شود. به‌عنوان‌مثال: در برخورد با فرزندانم مهربان و خوش‌اخلاق باشم. در چنین شرایطی مراجع این احتمال وجود دارد که بی‌درنگ بر روی این هدف متمرکز ذهنی شده و یک لیست از فعالیت‌هایی تهیه کند که برای این تغییر نیاز است.

هدف باید مراجع را از محدوده امن‌اش خارج کند. این احتمال وجود دارد که مراجع نگران و مضطرب باشد و خود را به اهدافی محدود کند که دستیابی به آن‌ها ساده‌تر است. شاید به این خاطر که مراجع از شکست‌خوردن می‌هراسد کوچ وظیفه دارد این بیم و هراس را شناسایی کرده و از میان بردارد. کوچ باید به مراجع اطمینان خاطر دهد که او این احتمال وجود دارد که هر زمان که نیاز داشت، اهدافش را دوباره بررسی کند و آن‌ها را تغییر دهد.

درواقع بازنگری اهداف و بررسی این مسئله که باید در این اهداف تجدیدنظر شود یا نه بخش مهمی از فرآیند کوچینگ است.

به‌علاوه کوچ باید بررسی کند و ببیند تا چه اندازه این احتمال وجود دارد که مراجع را تضعیف کند. به‌عنوان‌مثال: مراجعی را در نظر بگیرید که به یک کوچ سلامت مراجعه کرده و برای خود چنین هدفی مشخص کرده که به ‌تناسب اندام و کاهش‌دادن ۲۰ کیلو وزن ظرف مدت ۲ ماه برسد.

در نگاه نخست به نظر می‌رسد که این هدف تمام ویژگی‌های را دارا است؛ اما کوچ باید بررسی کند و ببیند مراجع ظرفیت پذیرش چنین چالشی را دارد با باید این هدف را کمی برای او ساده‌تر کرد.

حال این هدف را در نظر بگیرید فردی با ۱۲۰ کیلو وزن می‌خواهد به‌تناسب اندام برسد و ظرف مدت ۲ سال ۲۰ کیلو وزن کم کند بدون تردید این هدف برای او چالش‌برانگیز نبوده و او را از محدوده امن‌اش خارج نمی‌کند.

بررسی و کشف واقعیت

پس از آن که مراجع هدفش را مشخص کرد و فهمید می‌خواهد به کجا برسد، باید مشخص کند که در حال حاضر در چه نقطه‌ای قرار گرفته است. این مرحله از مدل کوچینگ بر زمان حال تمرکز ذهنی دارد. مراجع باید درست مانند مرحله مشخص‌کردن هدف، واقع‌بین و البته تحلیل‌گر باشد.

در مرحله بررسی و کشف واقعیت، کوچ از مهارت گوش شنوای خود بهره می‌گیرد تا مطمئن شود، مراجع واقعیت‌ها را می‌بیند و می‌گوید. در این مرحله هدف این است که کوچ و مراجع به درک درستی از موقعیت فعلی مراجع برسند و تصویر ذهنی مراجع را از خودش و موقعیت‌اش مشخص و واضح کنند؛ بنابراین کوچ هم باید واقع‌گرا باشد و از بصیرت خود استفاده کند تا ناگفته‌های مراجع را بشنود.

به‌هیچ‌وجه با لحن و کلام خود، مراجع را هیجان‌زده نکرده و او را قضاوت نکنید.

به‌عبارت‌دیگر کوچ مراجع را تشویق می‌کند تا بادقت و موشکافانه موقعیت فعلی خود را بررسی کرده و داستان زندگی‌اش را برای کوچ روایت کند، چون تنها از این طریق است که مسائل و مشکلات اصلی مراجع هم برای خودش هم برای کوچ آشکار می‌شوند.

شاید پیش خود بگویید که این مرحله از مدل کوچینگ باید قبل از مرحله مشخص‌کردن اهداف قرار بگیرد تا کوچ در همان ابتدای راه ایده درست و دقیقی از موقعیت مراجع داشته باشد؛ اما جایگاه مرحله بررسی‌کردن هدف در ابتدای فرآیند کوچینگ است؛ چون در این صورت مکالمات و جلسات کوچینگ یک جهت‌گیری واضح و مشخص خواهند داشت.

مشخص‌شدن اهداف در همان مرحله نخست اهمیت بسزایی دارد؛ اما گاهی هم پیش می‌آید که پس از مرحله بررسی و کشف واقعیت، کوچ و مراجع به این نتیجه برسند که اهداف باید تغییر کرده و دوباره تعریف شوند.

نکته کلیدی:

به‌عنوان یک کوچ باید سطح آگاهی مراجع را نسبت به موقعیت‌اش افزایش دهید و او را ترغیب کنید تا مسئولیت‌پذیر باشد.

مدل‌های گفتگو در کوچینگ
مدل‌های گفتگو در کوچینگ
مدل‌های گفتگو در کوچینگ

پرسش‌گری قدرتمند در مرحله بررسی و کشف واقعیت:

تجزیه‌وتحلیل گزینه‌ها

این مرحله بر روی احتمالات و گزینه‌ها تمرکز ذهنی دارد. فقط حواستان باشد که قرار نیست مراجع در این مرحله به جواب برسد. یک کوچ حرفه‌ای به شکلی کاملاً هنرمندانه قوه تخیل مراجع را به کار می‌اندازد تا او به تجزیه‌وتحلیل تمامی راه‌هایی بپردازد، که می‌توانند او را به هدفش برسانند.

مهم نیست این راه‌ها یا گزینه‌ها تا چه اندازه دور از دسترس یا غیرمحتمل باشند. در مرحله قبل کوچ و مراجع بر روی واقعیت‌ها تمرکز ذهنی داشتند؛ اما در این مرحله نیازی نیست کوچ مراجع را تشویق کند که واقع‌گرا باشد. به‌عبارت‌دیگر کوچ نباید مراجع را به گزینه‌هایی محدود کند که به نظر امکان‌پذیر و قابل‌اجرا هستند، یا او را به‌گونه‌ای هدایت کند که مسیرها و گزینه‌های ساده و دست‌یافتنی را انتخاب کند. در مرحله قبل کوچ و مراجع واقعیت‌ها را بررسی کرده‌اند.

حالا باید خلاقیت به خرج دهند و بر روی آینده تمرکز ذهنی کنند.

کوچ با کمک مهارت‌ها و تکنیک‌های کوچینگی، موتور ذهن مراجع را فعال می‌کند و او را به‌سوی تفکر خلاقانه سوق می‌دهد. پس مهم نیست راه‌ها و گزینه‌هایی که مراجع در این مرحله مطرح می‌کند تا چه اندازه قابل‌اجرا باشند. مهم این است که مراجع ایده‌ها و گزینه‌های بیشتری پیشنهاد دهد.

تفکر خلاقانه به مراجع کمک می‌کند تا موانع و مشکلاتی را شناسایی کند که او را از رسیدن به اهدافش باز می‌دارند؛ سپس باید تحلیل کند تا بفهمد کدام یک از این موانع واقعی و کدام یک از آن‌ها زاییده ذهن او هستند. کوچ باید فضایی فراهم کند تا مراجع بتواند هر آنچه که به ذهنش می‌رسد را صریح و آزادانه به زبان بیاورد.

توجه داشته باشید که مرحله گردآوری گزینه‌ها به‌اندازه نتیجه نهایی حائز اهمیت است. چرا که اگر مراجع در این مرحله به‌اندازه کافی گزینه جمع نکرده باشد، در مرحله بعد که برنامه‌ریزی برای اقدام است، به‌طور گستره انتخاب‌هایش محدود خواهد بود. کوچ به‌هیچ‌وجه نباید مراجع را قضاوت کند یا هیچ نشانه‌ای از تأیید یا عدم تأیید گزینه‌های پیشنهادی مراجع در رفتار و گفتار او نمایان شود.

کوچ باید با استفاده از پرسش‌های قدرتمند، گستره افکار مراجع را وسعت ببخشد و او را از شر قید‌وبندهایی که برای خودش ساخته خلاص کند تا گزینه‌های بیشتری به ذهنش خطور کنند.

پرسش‌های زیر می‌توانند به مراجع کمک کنند تا در این مرحله آزادانه و خلاقانه بیندیشد:

برنامه‌ریزی برای اقدام

مرحله چهارم مرحله اقدام است. در این مرحله مراجع از میان ایده‌ها و گزینه‌هایی که در مرحله قبل لیست کرده بود، مناسب‌ترین و بهترین گزینه‌ها را انتخاب می‌کند تا بر همان اساس برنامه‌ریزی کرده و اقدامات لازم را صورت دهد. این مرحله آینده محور است؛ اما کوچ و مراجع باید همین حالا در خصوص اقدامات لازم برای رسیدن به هدف با هم توافق کنند. این توافق‌ها زمان و نحوه دقیق انجام‌شدن اقدامات را دربرمی‌گیرند.

در این مرحله کوچ با کمک مهارت‌هایی همچون، پرسش‌گری قدرتمند، بازخوردهای کوچینگی و گوش شنوا مراجع را تشویق می‌کند؛ تا از میان گزینه‌های موجود در لیست‌اش، بهترین و مؤثرترین یا گاهی اوقات ساده‌ترین گزینه را انتخاب کند. برخلاف مرحله قبل که نیازی نبود مراجع واقع‌گرا باشد، در این مرحله فقط باید بر روی گزینه‌هایی تمرکز ذهنی کند که ۱۰۰ درصد انجام خواهند شد نه آنچه که این احتمال وجود دارد که انجام شود.

برای این منظور کوچ باید مراجع را تشویق کند تا عمل‌گرا باشد و موانع و مشکلات را با دیدگاهی کاملاً واقع‌بینانه ببیند و برطرف کند. به‌علاوه فرصت خوبی است تا کوچ، میزان تعهد مراجع را نسبت به اقدامات مورد توافق‌شان ارزیابی کند. دقیق شدن در لحن صدا، رمزگشایی‌کردن و استفاده از علائم غیرکلامی زبان بدن این احتمال وجود دارد که کوچ را به این هدف برساند.

پرسشگری قدرتمند هم این احتمال وجود دارد که در این مرحله بسیار کارساز و مفید باشد. ماهیت این پرسش‌ها باید بر روی چگونگی زمان و سایر جزئیات مربوط به اقدامات مراجع تمرکز ذهنی داشته باشد. در این نقطه مراجع باید بداند که دقیقاً قرار است چه‌کارهایی انجام دهد.

طبیعت و ذات انسان به‌گونه‌ای است که اگر بداند کسی کارهایش را پیگیری خواهد کرد، تعهد بیشتری نسبت به انجام‌دادن آن‌ها نشان می‌دهد؛ بنابراین کوچ باید به مراجع بگوید که جلسات پیگیری برگزار خواهند شد و زمان برگزاری این جلسات را اعلام کند.

کلام آخر:

درست است که جلسات کوچینگ باید از یک ساختار و چهارچوب مشخص پیروی کنند، اما نمی‌توان یک فرمول و ساختار کلی تعریف کرد و در تمام موقعیت‌ها آن را به کاربست در برخی مواقع نیاز است که مراحل مختلف یک مدل کوچینگی مورد بازبینی قرار گیرند و در صورت نیاز مراحل مختلف آن را تغییر داده و اصلاح کرد.

هر چه بیشتر به‌عنوان یک کوچ فعالیت داشته باشید و تجربه کسب کنید درک این مسئله برایتان راحت‌تر می‌شود که جلسات کوچینگ کاملاً شهودی هستند و باید اجازه دهید روال طبیعی خود را طی کنند. بااین‌حال، باید یک برنامه مشخص در ذهن داشته باشید تا بتوانید به مراجع کمک کنید در مسیر درستی قرار بگیرد، گام‌های مؤثری بردارد و در پایان مسیر به رشد و پیشرفت برسد.

منبع: از کتاب صفر تا صد کوچینگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *