فرهنگ کوچینگ؛ چطور مسیر رشد مدیران را روشنتر میکند؟
در دنیای رقابتی امروز که بهسرعت درحال تغییر است کسبوکارها پیوسته در جستوجوی روشهایی برای بهبود بهرهوری و رشد کسبوکار خود هستند. مهمترین خواستهی بیشتر کسبوکارها داشتن نیرویی است که اهل مشارکت باشد. امروزه تنها تعداد انگشتشماری از شرکتها وجود دارند که هنوز نیاز به توانمندسازی افراد و مزایای حاصل از آن را، درک نکردهاند.
برداشت عمومی این است که مدل رایج کسبوکار قرن بیستم یعنی فشار برای کسب کارایی بالاتر، جهتگیری متمرکز ذهنی و مدیریت از طریق دستوردادن و کنترل به رشد موردنیاز دست نمییابد. پس رسیدن به منطقهی رشد چگونه اتفاق میافتد؟ این رشد مستلزم افرادی است که به کار اهمیت دهند، خلاق باشند، مسئولیت به عهده بگیرد و آمادگی به چالش کشیدن وضع موجود را داشته باشد؛ بههمین دلیل است که فرهنگ کوچینگ اهمیت دارد.
نمیتوان به افراد گفت که توانمند و خلاق باشند اگرچه بسیاری از آنها در این راه کوشیدهاند و نتایج جالبی هم به دست آوردهاند؛ اما ما باید فرهنگی را ایجاد کنیم که امکان این رفتارها را فراهم کند، آنها را تشویق کند و به پاداش دهد؛ اما مهمتر از همه کسبوکارها باید نشان دهند که واقعاً به این ارزشها پایبندند و آنها را عملی میکنند.
در فرمانروا، این موضوع بخشی از تصویر بزرگتر مدیریت کسبوکار است؛ جایی که تحلیل، تصمیم، اجرا و اصلاح مستمر باید کنار هم دیده شوند. برای کاملتر شدن این مسیر، مطالعه مقاله مدلهای گفتگو در کوچینگ؛ چطور مسیر رشد مدیران را روشنتر میکند؟ و همچنین مدیریت عملکرد در کوچینگ؛ نقش آن در کشف مسئله و حرکت رو به جلو میتواند ارتباط این بحث را با بخشهای دیگر رشد کسبوکار روشنتر کند.
مطالعه مقاله: مدیریت عملکرد در کوچینگ
فرهنگ کوچینگ
هنوز بیشتر افراد کوچینگ را ابزاری برای تصحیح عملکرد ضعیف میدانند؛ بنابراین مزایای ارتباط کوچینگ با برنامههای مدیریت استعداد همچنان گزارش نشده است ولی میتوانیم فرض کنیم که اثر قابلتوجهی بر رشد کسبوکار خواهد داشت.
طبق نظرسنجی ILM، تنها ۴ درصد از کوچینگ برای پشتیبانی از تغییرات کسبوکاری یا تحولی استفاده میشود، در صورت بهرهگیری کسبوکارها از کوچینگ از طریق دورههای مهندسی مجدد با مدیریت فرایند تحول، مزایای بسیار عظیمی بهدست خواهد آمد. ظاهراً کسبوکارهایی که برنامههای قابلتوجهی برای کاهش تعداد اعضا اجرا میکنند، اهمیت مدیریت افراد باقیمانده را از یاد میبرند.
تعدیل تعداد اعضا و تبدیل کسبوکار به یک ماشین جنگی محض، تنها بخشی از این فرایند است. کوچینگ نقش بسیار مهمی در اطمینان از باانگیزگی و مجهز بودن افراد باقیمانده برای ادامهی کار در دنیای جدیدی که با آن مواجهاند، دارد.
پس آیا بهرهمندشدن از فرهنگ کوچینگ برای یک سازمان آسان است؟
برای اینکه یک کسبوکار بتواند مقدار زیادی از زمان و منابع مالی را در هرگونه مداخله سرمایهگذاری کند باید مطمئن باشد که این سرمایهگذاری در پایان مسیر مؤثر خواهد بود. شرکتها پول اضافه ندارند تا صرفاً برای اطمینان از احساس شادی و راحتی تیمها خرج کنند؛ بنابراین باید بدانند که مزایایی وجود دارد که برای همهی ذینفعان قابلدرک است.
البته اعضای تیم شاد و آسوده امتیاز بزرگی هستند؛ زیرا همواره باانگیزهتر و دارای بهرهوری بالاتری خواهند بود؛ ولی اگر مزایای محسوسی نشان داده نشود. متقاعدکردن افراد به صدور مجوز سرمایهگذاری در کوچینگ دشوار خواهد شد.
چگونه میتوان رفتار افراد یک کسبوکار را در عمل تغییر داد تا از آمادگی کافی برای رویارویی با آینده برخوردار باشند؟
پاسخ این سؤال در اطمینان از تمایل و توانایی درون کسبوکار، است و اینکه فرهنگ موجود بتواند فرهنگی توانمندساز باشد؛ نه سرزنشگر و مقصریاب. در وضعیت اقتصادی فعلی تمرکز ذهنی کسبوکارها بر سود نهایی است که به قیمت قربانی کردن شرایط برای ایجاد فضای کسبوکاریای با ویژگی پشتیبانی و تشویقی مناسب تمام میشود. درحالی که خلق یک فرهنگ کوچینگی مناسب بیش از گذشته این احتمال وجود دارد که در رشد و بهبود کسبوکارتان، به شما یاری برساند.
در ادامه به چند مزیت فرهنگ کوچینگ در کسبوکار میپردازیم:
دفاع از تغییرات سازمانی

یکی از مسائل پیش روی کسبوکارها در سراسر جهان، ایجاد تغییر برای همگامشدن با رقابت بازار است. فرهنگ کوچینگ این تغییرات را تسهیل میکند و آنها را در محیط کسبوکار میگنجاند و از راحتی همهی اعضا با تغییرات، اطمینان حاصل میکند.
راهبرد فرهنگ کوچینگ بسیار فراتر از آموزش صرف کوچینگ به رهبران و مدیران است؛ این فرهنگ نقش مهمی در کمک به کسبوکارها برای تغییر روش عملکرد افراد کسبوکار ایفا میکند؛ ولی جنبههای گوناگون دیگری نیز وجود دارد که بهمنظور ایجاد تغییر عملی پایدار به آنها نگاه میشود.
امروزه کسبوکارها باید در راهبرد انتخابی خود بسیار خلاق باشند تا از تناسب آن با نیازهای خود اطمینان یابند. یکی از موارد مهمی که باید دررابطه با راهبرد فرهنگ کوچینگ درنظرگرفت این است که یک راهکار عمومی و متناسب با همهی کسبوکارها وجود ندارد؛ راهکار و راهبردها باید بهدقت طراحی شوند تا مداخلههای جاری و فعلی به حداکثر برسد.
افزایش بهرهوری
بیشک افرادی که موردتوجه رهبران و مدیران خود قرار میگیرند و امکان کوچینگ برای توانمندسازی عملکردشان فراهم میشود، بهرهوری بالاتری خواهند داشت. تعداد بسیار زیادی از شرکتها بیان میکنند که بزرگترین مسألهی آنها مدیریت عملکرد، پیادهسازی برنامهها و تنظیم اهداف مؤثر کسبوکار است. آنها میگویند که با تیمهای خود در زمینهی ارائهی بازخورد عملکردی بحثهای دشواری دارند و پس از آن کناره میگیرند و فکر میکنند مشکل را حل کردهاند.
اغلب به نظر میرسد، رهبران و مدیران فکر میکنند که مسئولیت آنها انتظار همیشگی و مشتاقانه برای بهبود عملکرد است. تکمیل درست عملکرد و رساندن افراد به سطح عملکرد مطلوب مستلزم میزان قابلتوجهی کوچینگ و پشتیبانی است و وقتی این اتفاق روی میدهد، مدیر از تعهد اعضا و سطح مسئولیتی که آمادگی پذیرش آن را دارند، شگفتزده خواهد شد.
افراد اغلب هیچ اطلاعی ندارند که چگونه رفتار و روش کار خود را تغییر دهند و صرف اینکه به آنها بگویید باید تغییر کنند، عملی خلاف بهرهوری است. وقتی یک مدیری در حالت کوچینگ با کسی کار میکند، همگی به کشف عوامل بازدارندهی عملکرد متعهد میشوند و این تعهد قطعاً به بهبود عملکرد فرد کمک میکند.
اگر صرفاً خطاب به کسی سخنان روحیهبخش و دلگرمکننده بگوییم یکی از این دو اثر را خواهیم دید: تشویق موقت فرد به افزایش عملکرد یا وحشتزده کردن او. که منجر به رهاکردن کار میشود و هیچکدام از این پیامدها، برای کسبوکار مفید نیستند.
افزایش و حفظ انگیزه اعضای کسبوکار
آنچه به افراد انگیزه میبخشد موضوع جذابی است که گاهی برداشتهای اشتباه، آن را مبهم میکند. اغلب گفته میشود که پول انگیزهی بیشتر افراد است. درحالیکه اکنون مشخص شده است که پول این احتمال وجود دارد که انگیزهها را از بین ببرد. پول گاهی به فرد انگیزه میدهد؛ ولی این انگیزه در بلندمدت دوام ندارد و اگر افزایش پول ادامه نیابد این احتمال وجود دارد که شخص بیانگیزه شود.
افراد در فضای امروز نسبت به دستمزد خود دیدگاه بسیار واقعگرایانهتری دارند و اغلب برای افزایش حقوق سالانهی چندان انتظار نمیکشند؛ ولی عوامل دیگری وجود دارد که به آنها انگیزه میبخشد. بسیاری از افراد از فکر تسلط و بهبود پیوسته مهارتهای خود انگیزه میگیرند و پیشرفت از طریق برنامههای کوچینگ را در دستورکار خود قرار میدهند تا بخش عمدهای از مسیر تقویت احساس وفاداری به کسبوکار را طی کرده باشند.
افراد اغلب از موردتوجه قرارگرفتن انگیزه مییابند و در قالب کوچینگ شخصی بهشدت به کارها و روش کار آنها توجه نشان میدهند. مهمتر از همه فرهنگ کوچینگ، فضایی محرمانه و خودمانی برای افراد فراهم میکنتد که میتوانند دربارهی مشکلات مؤثر خود صحبت کنند و راهکارها و رویکردهایی بیابند که مانع ترک کسبوکار شود.
جذب بهترین افراد
اکنون بسیاری از کسبوکارها بهخوبی پیبردهاند که ساوقتی فرهنگ کوچینگ دارد، معمولاً محیطی آرام و خلاقانهای را نشان میدهد که وقتی داوطلبان برای مصاحبه از راه میرسند، کاملاً نمایان است و افراد خلاق را بهسوی شرکت جذب میکنند.
داوطلبان بالقوه در نگاه به ساوقتی دوست دارند به آن بپیوندند بیشتر از بستهی واقعی علاقهمندند بدانند که چگونه میتوانند در آن کسبوکار پیشرفت کنند و به کسبوکار کمک کنند؛ بنابراین اگر ببینند که کسبوکاری به پیشرفت و شکوفا کردن استعدادهایشان پایبند است، این پیام بسیار روشن را دریافت میکنند که شرکت حاصل تفکر خلق و رشد است.
کاهش غیبتها

غیبت افراد، غیر از بیماری این احتمال وجود دارد که دلایل بسیاری داشته باشد که با کوچینگ قابلحل هستند. در محیط مدیریت کنترلی، افراد از همهی انرژی خود برای دورزدن سیستم، گذراندن فرصت بیشتری به استراحت یا زود به خانه رفتن به سادهترین بهانهها استفاده میکنند.
ولی در محیط توانمند، افراد آنچنان مجذوب کار و متعهد به تکمیل پروژههای خود هستند که اغلب حتی در زمانهایی که استحقاق مرخصی و استراحت دارند هم از کار دور نمیشوند. بسیاری از کسبوکارهایی که میزان غیبت افراد خود را اندازهگیری کردهاند به کاهش قابلتوجه غیبتها پس از پیادهسازی فرهنگ کوچینگ پی بردهاند.
در این شرایط افراد بیش از قبل احساس دیدهشدن میکنند و کمتر احتمال دارد که روزهای معمول را به مرخصی بگذرانند و درصورتیکه از کار خود لذت ببرند و با تیم خلاق و پرانرژیای همکاری کنند، هر روز مشتاقانه انتظار رسیدن زمان کار را خواهند کشید و شما شاهد کاهش میزان غیبتهای آنها خواهید بود.
روحیهی بهتراعضای تیم
روحیهی نیروهای تیم مسألهای دیرین و مهم در دستور کار و برنامهی منابع انسانی است. نظرسنجیهای کسبوکاری اغلب گزارش میدهند که آنها روحیهی پایینی دارند و در کمال تأسف برای کسبوکار این دلایل بیتوضیح باقیماندهاند؛ بنابراین چنین کسبوکارهایی بهدشواری میتوانند پی ببرند که پ یادهسازی طرحها باهدف افزایش روحیه را از چه نقطهای شروع کنند. افراد برای موفقیت در کار به چهار مورد کلیدی نیاز دارند:
اگر کسبوکاری بر اساس فرهنگ کوچینگ درست و واقعی عمل کند، تمام این نیازها برآورده میشود و روحیهی اعضای تیم به شکل طبیعی تقویت خواهد شد. گاهی افراد مشکلاتی دارند که بر کار آنها اثر میگذارد و اگر رهبران و مدیران در کوچینگ ماهر باشند متوجه خواهند شد که اعضای کسبوکار شاد به نظر نمیرسند و در رسیدگی به این حوزهها مهارت خواهند یافت.
پرورش محیط یادگیری
مزیت دیگر فرهنگ کوچینگ این است که موانع موجود در کسبوکارها پیرامون باور و دانش قدرت را از بین میبرد. وقتی یادگیری یکی از موارد حقیقی موجود در دستور کار باشد، بهصورت عمومی مورد تشویق قرار میگیرد و در ازای آن پاداش داده میشود؛ بنابراین افراد بهراحتی با یکدیگر دربارهی مشکلات بحث خواهند کرد.
در چنین فضایی افراد بهراحتی به یکدیگر میگویند که روش انجام کار خاصی را نمیدانند و درخواست پشتیبانی از مدیر یا نیروهای تیمشان به اضطراب آنها نمیانجامد. این جو مزایای بسیاری دارد؛ چون دانش به اشتراک گذاشته میشود و اگر کسی در اثر بیماری غیبت کند یا یک فرد کلیدی از کسبوکار برود، شکاف دانش به وجود آمده آسیب چندانی ایجاد نخواهد کرد.
رفتارهای محدودکننده کمتر
گاهی شما نمیتوانید مزایای کوچینگ را ببینید؛ چون یک مداخله، به غیبت مورد خاصی میانجامد. این مزیت کاملاً واقعی است؛ ولی اندازهگیری آن دشوار است. اگر فردی رفتار نامناسبی دارد یا از رفتاری استفاده میکند که سد راه دستیابی تیم به اهداف خود میشود یا صرفاً نوعی رفتار ناراحتکننده یا مزاحم برای دیگران را به کار میگیرد، تنها مداخلهای که حقیقتاً مؤثر خواهد بود، کوچینگ است.
فرستادن افراد به برنامههای آموزشی این احتمال وجود دارد که با موفقیت و گاهی با شکست؛ همراه باشد. چون این احتمال وجود دارد که از ابتدا تا پایان برنامه حضور داشته باشند و بسیار شایسته و مناسب رفتار کنند؛ ولی حتی متوجه نشوند که بخشی از محتوا به آنها مربوط میشود.
کوچینگ این حوزهها را هدف قرار میدهد و آینهای پیش روی فرد میگیرد و هیچ تردیدی دررابطهبا تأثیر رفتارشان برای آنها باقی نمیگذارد. وقتی این رفتار تغییر میکند، میزان وقتی باید بهعنوان مدیر برای کسب رضایت تیم یا مشتری صرف کنید، کشمکشهایی که در طول جلسات اتفاق میافتد، جو پیچیده و پر آبوتاب که خلاقیت افراد را به دلیل نمایش رفتارهای نامناسب از سوی یکی از افراد مختل میکند، هم دستخوش تغییر میشود. پس از برطرفکردن این مشکلها میتوان تغییر عظیمی در تیم ایجاد کرد.
ازبینبردن فرهنگ سرزنش
اغلب وقتی کسبوکارها شروع به بررسی تغییر فرهنگ خود میکنند، از موقعیت فعلی خود بهعنوان فرهنگ سرزنش یاد میکنند. در این فرهنگ افراد از انرژی خود برای پوشش اشتباهاتشان استفاده میکنند؛ زیرا همواره از عواقب کار ترس دارند. این وضعیت این احتمال وجود دارد که انرژی افراد را از بین ببرد، به تیم آسیب برساند و حتی گاهی اوقات آثار ویرانگری داشته باشد.


حفظ دانش بهتر
اکنون کسبوکارها به این واقعیت آگاه شدهاند که مدیریت دانش مهم است؛ ولی هنوز تعداد کمی از آنها واقعاً مزایای آن را درک کردهاند و برنامههایی را به اجرا گذاشتهاند که بهدرستی از این فرایند پشتیبانی میکند.
بعضی از مزایای مدیریت دانش پیشرفته عبارت است از:
کاهش هزینههای آموزش
این اثر در جایی ایجاد میشود که فرهنگ کوچینگ واقعاً برای کسبوکارها جذاب باشد. کسبوکارها اغلب هزینهی زیادی صرف مداخلههای آموزشیای میکنند که به نتایج پیشبینیشده نمیرسند. مداخلههای کوچینگ ماندگاری دارند و درصورت مدیریت درست تداوم مداخله را تا زمان کسب کامل نتایج تضمین میکنند.
بهعلاوه مسئولیت افراد برای افزایش عملکرد در درون کسبوکار رشد میکند و به تأمینکنندگان برونکسبوکاری واگذار نمیشود. ازآنجاکه با این رشد فزاینده فعالیتها در سراسر کسبوکار انجام میشود، میتوان از تمام منابع داخلی آن استفاده کرد و رهبران و مدیران را آموزش داد تا میزان مسئولیت درستی را برای تیمهای خود بپذیرند یا به اعضای بخش منابع انسانی آموخت که کوچ رهبران و مدیران و رهبران و مدیران عامل باشند.
یکی از بهترین مداخلهها زمانی است که یک کسبوکار تصمیم میگیرد منبع کوچینگ درونکسبوکاری را پیادهسازی کند که برای آنها بسیار کارآمد است. این بدان معنی است که کوچهای تأیید شده و باتجربه برای کوچینگ بهموقع و بدون تحمیل هزینههای اضافی بر کسبوکار در دسترس باشند.
در بالا برخی از مزایای اصلی که کسبوکارها درک و اندازهگیری کردهاند، ارائه شد. ولی مزایای بسیار دیگری نیز وجود دارد از جمله:
همانطور که میبینید ایجاد فرهنگ کوچینگ مزایای بالقوهی بسیاری دارد و اعضای کسبوکار را به حدی از توانمندسازی میرساند که قطعاً در بسیاری سطوح به پاداش دست مییابد. در این شرایط بهاحتمال بیشتری میبینید، تجربه میکنید و میشنوید که افراد ریسک کنند، به ایدههای جدید برسند و نوآور و خلاق باشند؛ بنابراین کسبوکاری متمرکز ذهنی بر گزینهها و انعطافپذیر به وجود میآورید که این احتمال وجود دارد که به راحتی و با موفقیت بیشتری با شرایط متغیر سازگار شود.
همچنین افراد درون کسبوکار مهارت بالاتری برای همکاری گسترده و درک رفتارهای دیگران کسب خواهند کرد. این محیط، فضای کسب فرصت و به چالش کشیدن وضع موجود همراه با پشتیبانی از دیگران بهجای رقابت با آنها است.
در این شرایط منابع داخل کسبوکار آشکار و مشخص خواهد شد؛ زیرا مهارتها و استعدادهای همگان در راستای بهبود عملکرد مبنا و موافق ساختن کسبوکار برای همه از جمله سهامداران، رهبران، اعضای کسبوکار و جامعهی کسبوکاری، جهتدهی میشوند.
مزیت نهایی فرهنگ کوچینگ این است که کسبوکار را قادر میسازد نتایج شگفتانگیزی کسب کند و بر بهبود مداوم متمرکز ذهنی شود. فرهنگ کوچینگ تضمین میکند که کسبوکار به وضع موجود راضی نماند و برای پیشرفت تلاش کند.
اگر بتوانید یک نوع کسبوکار متفاوت ایجاد کنید که برای رفتارهای کوچینگی ارزش قائل شود، آنها را به رسمیت بشناسد و به آنها پاداش دهد و در طول تغییرات پایدار بماند؛ بنیان قدرتمندی ساختهاید که این احتمال وجود دارد که کل فرایند انجام شده در یک شرکت را تا رسیدن به دستاوردها ببیند و بررسی کند.
حرف آخر:
بیشک فرهنگ کوچینگ سطح دیگری از بهبود روابط در کسبوکار است و همانطور که شاهد بودهاید، کوچینگ برای شما و نیروهای تیمتان فضایی آکنده از همکاری و همدلی ایجاد کرده و کسبوکار را بهجای یک محیط تعقیبوگریز به فضایی برای تعامل بدل میکند. شما به وسیلهی کوچینگ میآموزید که چگونه گامهای کسبوکاری خود را در راستای رشد بردارید و یا حتی به کشف پتانسیلهای پنهان افرادتان برسید. بنابراین فرهنگ کوچینگ این احتمال وجود دارد که بخش مهمی از روند رشد شما و کسبوکارتان باشد.
منبع: کتاب پیادهسازی فرهنگ کوچینگ در کسبوکارها