آمادگی عامل ایجاد قدرت در رهبری؛ چطور تصمیمهای مدیران را دقیقتر میکند؟
هنرپیشههایی که قرار است روی صحنه بروند، اتاق رختکن مخصوص خود را دارند. ستارههایی که قرار است در یک برنامهی زندهی تلویزیونی شرکت کنند در محلی موسوم به «اتاق سبز» منتظر میمانند و خود را برای مصاحبه یا نمایش آماده میکنند. تماشای آنها وقتی قدم روی صحنه میگذارند، شگفتانگیز است. آنها وقتی در قالب شخصیت نمایشی خود فرومیروند یا شخصیت طبیعی خود را میگیرند، همچون چراغی روشن میشوند، انرژی بالای آنها فضایی به وجود میآورد که تماشاگران را تسخیر میکند.
رهبران موفق وقتی میان عموم ظاهر میشوند بااستفاده از کلمات، حالات چهره و حتی بدن خود همان کار هنرپیشهها را انجام میدهند؛ تا نشان دهند که بر خود تسلط دارند، سرشار از الهام هستند و یک چارچوب ذهنی مثبت دارند. بااینحال، وقتی شما در موقعیت رهبری هستید در تمام طول روز با مخاطبان خود از تکتک کارمندان، همکاران و مشتریانی که با آنها کار میکنید گرفته تا رانندهی شرکت، وقتی همه به شما نگاه میکنند باید قدرت رهبری کردن شما را حس کنند.
دیگران از شما رهنمود میگیرند و میخواهند مطمئن شوند همه چیز روبهراه است و برای حرکت روبه جلو منتظر دلگرمی شما هستند.
در فرمانروا، این موضوع بخشی از تصویر بزرگتر مدیریت کسبوکار است؛ جایی که تحلیل، تصمیم، اجرا و اصلاح مستمر باید کنار هم دیده شوند. برای کاملتر شدن این مسیر، مطالعه مقاله ۷ الگوی موثر رهبری در بیزنس کوچینگ؛ چگونه عملکرد تیم را قابل اتکاتر میکند؟ و همچنین سبکهای رهبری اثربخش؛ چطور تصمیمهای مدیران را دقیقتر میکند؟ میتواند ارتباط این بحث را با بخشهای دیگر رشد کسبوکار روشنتر کند.
در فرمانروا، این موضوع بخشی از تصویر بزرگتر مدیریت کسبوکار است؛ جایی که تحلیل، تصمیم، اجرا و اصلاح مستمر باید کنار هم دیده شوند. برای تکمیل این بحث، مقاله وظایف برند؛ چطور جایگاه برند را در ذهن بازار محکم میکند؟ هم مسیر خوبی برای ادامه مطالعه است.
پس آمادگی عامل ایجاد قدرت در رهبری است و به شما کمک میکند تا همهچیز را سرجای خودش قرار دهید و به دیگران این پیغام را برسانید که ذیل مدیریت شما همهچیز امنوامان است. بعد ازپرورش عضلهی قدرت در رهبری، اینکه شما چطور ظاهر میشوید، این احتمال وجود دارد که گویای شرایط کنونی کسبوکارتان باشد و از آن مهمتر نحوهی برخورد شما با مصائب و مسائل کسبوکار است. آیا احساس شکست میکنید؟ سرخورده میشوید؟ یا معتقدید که درون هر چیز تجربهای نهفته است؟
حضور و قدرت رهبری شما، جلوتر از شیوهی مدیریت کردنتان حرکت میکند.
آمادگی عامل ایجاد قدرت در رهبری: یک رهبر، همیشه «آماده» است
نقش رهبری یعنی چه؟ یک رهبر چه صفات یا ویژگیهایی باید از خود بروز دهد؟ وقتی به سطح رهبری میرسید دیگران از شما انتظار دارند، رویکردی پخته، دیدگاهی هوشمندانه و همچنین باوری مثبت به تیم، کسبوکار و تواناییهای آن داشته باشید. اینبدین معنا است که انتظار میرود با صرفنظر از وخامت و دشواری موقعیت، نهایت تلاش خود را برای عدم بروز خشم یا نومیدی به خرج دهید.
البته این سناریوی ایدهآل است. هر چند باید در این مسیر تلاش کنید، ولی شما هم انسان هستید. وقتی مشکلات رخ مینمایند و دنیا روی ناخوش خود را به شما نشان میدهند شما لحظاتی از عدم یقین یا بدبینی خواهید داشت. آماده بودن یقیناً به معنای آن نیست که همیشه مثبتاندیش باشید؛ بلکه باید بدبینی خود را مدیریت کنید.
همینکه درهای دفتر خود را بستید و از صحنه بیرون رفتید یا از نگاه دیگران خارج شدید، میتوانید آه بکشید یا چند مشت حوالهی بالشت کنید؛ اما بعدازاین کارها باید بتوانید احساسات منفی را کنار بگذارید و به مسیر پیشرو فکر کنید. هرچه بیشتر به این فکر کنید، که کار کجا خراب شد یا چه کسی کجا اشتباه کرد، کمتر به جواب خواهید رسید.
آمادهبودن به معنای انکار وجود مشکلات یا فریبدادن مردم نیست. «آماده» بودن یعنی برای اعضای تیم خود محیطی تا حد ممکن امن و مثبت فراهم کنید. محیطی که بتوانند با تمرکز ذهنی، انرژی بالا و وظیفهشناسی کار کنند. آمادهبودن یعنی حفظ نقش مثبت رهبری در دوران سختی، که همیشه مهمتر است.
بااینحال این نقش باید با وضوح و صداقت اجرا شود. هنگامی که یک مشکل کاری پیش میآید واقعیتها را هرچه زودتر به آنهایی که لازم است بدانند و کسانی که این احتمال وجود دارد که پیامدهای این مشکل بر آنها تأثیر بگذارد اطلاع دهید؛ ولی فقط واقعیات را بدون هیجان و ترس بگویید. بر خود مسلط شوید و کمی دربارهی قدمهایی که میتوانید به جلو بردارید فکر کنید.
با این روش، دستور جلسه بهصورت یک چالش در میآید، نه یک مشکل فاجعه و افراد را به سمت تعمق بیشتر و تلاش برای بازگشت به یک نقطه، هدایت میکنند. ذهنیت ظاهری شما تأثیر بزرگی بر اعضای تیم و همتیمیها میگذارد. خارجشدن از نقش رهبری نهتنها بر باور آنها به راهبرد کنونی شما یا کسبوکار بهعنوان یک کل تأثیر میگذارد، بلکه نگرش آنها نسبت به شما را هم شامل میشود.
بروز خشم یا تحقیر نسبت به اعضای تیم در نگاه عموم یا شک، بدبینی و دلهره درباری طرحهای کسبوکار این احتمال وجود دارد که اعتماد افراد نسبت به توانایی شما در حفظ کشتی کسبوکار در مسیر درست را، تضعیف کند و برای همیشه در چشم مخاطبان خود تغییر خواهید کرد.
نبردهای خود را بادقت انتخاب کنید
وقتی اطرافیان از نحوهی رفتار شما راضی هستند، مثل این است که به حساب خود بهجای وجه نقد، سرمایه واریز کنید. ولی وقتی به روابط خود بیش از حد فشار میآورید یا آنها را محک میزنید، این حسابها بهتدریج خالی میشوند. توجه داشته باشید که این حسابها سرمایههای بلندمدت شما هستند نه ابزاری برای معاملات روزمره. گاهی اوقات برای آن که بتوانید از حساب یک نفر برداشت کنید شاید لازم است، بارهاوبارها به این حساب حسننیت واریز کرده باشید.
بهمرورزمان درخواهیدیافت که حساب شما، پیش آن شخص رشد کرده است.
رهبران عاقل، همهی حسابهای خود (نه فقط حساب همکاران و رؤسا) را مثبت نگه میدارند. هر بار که به طرفداری یکی از نیروهای تیم خود وارد معرکه میشوید، بهحساب خود، سرمایهی واریز میکنید. اما وقتی از آنها درخواست تغییر موضع سریع یا تلاش فزون از حد میکنید، درحال برداشت از حساب خود هستید.
با نشاندادن علاقهی واقعی به دستاوردهای دیگران، گوشکردن به آنها، حمایت از آنان و حتی یک تشکر ساده میتوانید، هر روز بر سرمایهی انسانی خود بیفزاید. برای تقویت این سرمایه میتوانید با افراد معاشرت کنید و گاهگاهی آنها را در جریان اطلاعاتی قرار دهید، که این احتمال وجود دارد که روی کارشان تأثیر بگذارد.
میزان برداشت از حسابهای شما نیز بسته به اهمیت موضوع برای افراد درگیر متفاوت است. خرابکردن یک نفر جلوی دیگران این احتمال وجود دارد که به یک برداشت بسیار بزرگ منجر شود؛ ولی برخی افراد حساستر از دیگران هستند. برای بعضی حتی یک انتقاد یا پسزدن ساده باعث برداشت از حساب میشود؛ ولی افراد دیگر این نوع بدهبستانها را عادی یا حتی مطلوب میدانند.
نشانهها را از شخص مقابل بگیرید و آنقدر بااحتیاط قدم بردارید تا بالاخره بتوانید پیشبینی کنید رفتار شما را چگونه تفسیر خواهد کرد. همچنین وقتی عصبانی یا تحتفشار هستید، بیشتر احتیاط کنید. حسابی که با زحمت فراوان پر شده این احتمال وجود دارد که با چند کلمهی کوتاه یا واکنش تند بهسرعت خالی شود. شاید در تبوتاب آن لحظه حتی متوجه نشوید که رفتارتان نامناسب استف ولی دیگران متوجه خواهند شد.
استرس چون موج در سرتاسر سازمان پخش میشود
آیا هرگز در پایان یک روزی سخت و طولانی از فریادکشیدن بر کسی که سزاوار آن نبوده، بهتزده شدهاید؟ آیا از اشتباهات یا لغزشهای زبانی کوچک از کوره در میروید؟ اگر کسی بهاشتباه بهجای «جمعه» بگوید «پنجشنبه» عصبانی میشوید؟ اگر چنین است احتمالاً از اثر لبریزشدن، رنج میبرید.
این اصطلاح اولینبار توسط فریتز پرلز، روانشناس آلمانی، برای توصیف خردشدن زیر بار استرس به کار رفت. تنش جسمی و ذهنی مانند آب در لیوان یا آشغال در سطل زباله ما را پر میکند تا وقتی بالاخره تبریز شده و اطرافیان ما را تحتتأثیر قرار دهد. اگر تشبیه سطلآشغال را به کار ببریم درست مثل این است که تکههای کهنهی عصبانیت و رنجش را درون سطل انداخته و سعی کنید آنها را ندیده بگیرید.
در این سطل زباله انتقاداتی که همین چند روز قبل شنیدهاید، در کنار نیش و کنایههای دوران کودکی رویهم تلنبار میشوند. تمام عوامل استرسزای جسمی مثل علائم آنفلوانزا، کمبود خواب و خماریهایی که کشیدهاید در این سطل انباشته شدهاند. وقتی این زبالههای قدیمی لبریز شوند، بوی گند آنها شدیدتر خواهد بود؛ چون زمان طولانی در سطل تلنبار بودهاند.
استرس واژهای است که امروزه همهجا آن را میشنویم همه همیشه استرس دارند و در محیطهای کاری امروزی همه چیز استرسزا است. ولی واقعاً منظور ما چیست؟ وقتی میگوییم عامل استرسزا منظور ما هر چیزی است که بار وظایفی را که باید هر روز انجام دهیم، سنگینتر کرده و ذهن و جسم ما را متشنج میکنند.
ازآنجاکه تعداد عوامل آزارنده در دنیای روزمرهی ما کم نیست، این حوادث روی هم جمع میشوند و وقتی خاطرات آزاردهندهی گذشته را هم به آنها اضافه کنید، این عوامل معجون غریبی، از استرس خواهند ساخت. البته بهترین کار این است که از همان ابتدا جلوی پر شدن سطل زباله را بگیرید. برای پایین نگهداشتن سطح زبالهی استرس چند کار میتوان انجام داد. اینها تکنیکهای جسمانی هستند که واقعاً تأثیر دارند:
- خوردن، آشامیدن و استراحت خود را منظم کنید. مقدار زیادی آب بنوشید. وقتی گرسنه شدید برای میانوعده غذاهای پروتئینی مثل گوشت، ماهی، تخممرغ آب پز سفت، آجیل و عصارهی پروتئین بخورید نه شیرینی، شکلات و انرژیزا که شکر زیادی دارند. نوشیدنیهای کافئیندار یا میانوعدههای شیرین این احتمال وجود دارد که موقتاً شما را سرحال بیاورند، ولی میتوانند فرد را تحریک کرده و باعث افت خلق و حتی افسردگی شوند. بهتر است هر وقت توانستید یک چرت کوتاه هم بزنید.
- تنش عضلانی خود را کم کنید. وقتی ماهیچهها دچار تنش هستند، حلق هم تنگوترش میشود. برای شل کردن عضلات خود در هر فرصتی که به دست میآورید، حرکات کششی انجام دهید و راه بروید. ماهیچههای خود را منقبض (سفت) و سپس شل کنید؛ این تمرین را از صورت شروع کرده و به سمت انگشتان پا بروید. نفس عمیق بکشید چشمان خود را روی نقاط دور متمرکز ذهنی کنید.
همچنین میتوانید قدمهایی را هم برای گروه بردارید:
- عامل استرس را در زمانبندی خود وارد کنید. فشار ضربالعجل، حتی کوچکترین استرسها را تشدید میکند. وقتی تاریخ مشخصی را برای پایان کار تعیین میکنید زمان کمی را هم برای تاخیرهای جزئی و مواقع پیشبینینشده درنظر بگیرید.
- کارها را به دیگران بسپارید و به آنها اختیار و قدرت بدهید. به کاری که میکنید فقط بهعنوان وسیلهای برای پول در آوردن نگاه نکنید بلکه بهعنوان ابزاری برای فراهمآوردن زمینه رشد و پیشرفت کاری دیگران هم فکر کنید. به دیگران مسئولیت بدهید و به آنها اعتماد کنید تا کارها را پیش ببرند و به شما گزارش کنند؛ سپس متوجه خواهید شد که پیگیری فعالیت دیگران باعث تخفیف استرس شما میشود. این وظیفهی شما است که تناسب جسمی و ذهنی خود را حفظ کنید، بتوانید آرامش داشته باشید و سطح استرس خود را هر روز پایینتر بیاورید.
انرژی خود را متعادل نگه دارید؛ نه خیلی خروشان و نه خیلی بیحال
وقتی رهبر جدید وارد اتاق شد، برقی در چشمانش بود و پیامی مترقیانه در مورد آیندهی کسبوکار داشت. رفتار آرام و درعینحال پرانرژی او، هم آرامشدهنده بود هم نیروبخش. وقتی جلسه تمام شد همهی حاضران با دیدگاههای مقدماتی او دربارهی حرکت روبهجلوی کسبوکار، همسو شده و آمادهی شروع مجدد کار بودند. مثل یک لیوان شربت خنک، رفتار رهبر باید در عین پرانرژی بودن بهطرز خوشایندی نشاطآور هم باشد و رفتار دلچسب او باید افراد را همسو کند.
یک شربت گرم و بیمزه کسی را سرحال نخواهد آورد. ولی از سوی دیگر یک شربت بسیار شیرین و خیلی سرد هم خطر دلزدگی افراد را همراه دارد. تنظیم هوشیارانهی شیرینی و خنکی شربت این احتمال وجود دارد که در اطرافیان شما حس نشاط و سرزندگی القا کند. افراد در مقابل شدت انرژی شما حساس هستند. پس این احتمال وجود دارد که زیر بار واکنشهای مثبت و قوی یا به همان نسبت زیر فشار واکنشهای منفی و قدرتمند له شوند.
آنها در هر دو حالت سردرگم میشوند؛ چون فشار این انرژیها تأثیر مشابهی بر آنان دارد. حتی اگر نیت شما تشویق و ترغیب افراد باشد.
اگر بیش از حد مثبت و پرانرژی باشید این احتمال وجود دارد که افراد، واکنش دفاعی یا حتی تهاجمی از خود نشان دهند. یک رهبر باید شور و تعهد خود را نشان دهد. ولی شور و هیجان چه زمانی حالت تحمیلی به خود میگیرد؟ در جامعهای که حرفزدن با شور و حرارت یک هنجار است درپیشگرفتن این رویکرد باعث میشود مخاطبان در صدد جبران لطف شما برآیند ولی در جوامعی که چنین نیست این رویکرد این احتمال وجود دارد که اشتباهی بزرگ باشد.
این مرز اغلب فرهنگی است. آنچه در نیویورک شور و اشتیاق خوشبینانه تلقی میشود این احتمال وجود دارد که، در لندن جوشوخروش افراطی به نظر برسد.
- راههای متعددی هست که میتوانید بهجای افراطوتفریط، میزان انرژی خود را در سطحی خوشایند و دلچسب حفظ کنید.
- در سطح پایه با پایین نگهداشتن مصرف کافئین، شکر و تمرینهای ورزشی یا پیادهروی که انرژی اضافی را تخلیه کرده و شما را سرحال میآورند بهسلامتی و تندرستی خود توجه کنید.
- پیش از صحبت با دیگران یا صرف کمی وقت، آرامش و آمادگی خود را بالا ببرید.
- اگر به دلیل تنشهای کاری با شخصی در حفظ تعادل خود مشکل دارید، جلسه را به تعویق بیندازید یا با حواسجمعتر در آن حاضر شوید.
- با اشاره به این که هیجانزده هستید و توضیح دلایل آن، آنچه را که میخواهید بگویید در چارچوبی مشخص محدود کنید.
مطالعه مقاله: زبان پنهان در رهبری
داشتن سطح انرژی مناسب، زمانی مهم است که تیم یا همکاران شما زیر فشار یک ضربالعجل قرار دارند. قبل از این که پا بر زمین بکوبید و بخواهید با تمام توان خود کار کنند، کمی تأمل کرده و چگونگی انتقال پیام خود را حلاجی کنید. آیا در درخواست خود برای کارکردن با تمام توان افراط نکردهاید؟ در اینجا موضوع هوش هیجانی نیست؛ بلکه تأثیر عمیق میزان انرژی شما بر دیگران است.
اگر شور و هیجانی که نشان میدهید برای تیم خوشایند و دلچسب است، که چهبهتر! ولی از کجا میتوانید بفهمید شور و هیجان شما برای تیم خوشایند است و واقعاً به آنها انرژی میدهد؟
از یک نفر که به او اعتماد دارید، بخواهید حالت چهره و بدن تعدادی از افراد تیم را زیر نظر بگیرد هرچه تعداد آنها بیشتر باشد، بهتر است البته خودتان هم میتوانید این کار را بکنید. همیشه میتوانید از نیروهای تیم بخواهید نظرات خود را به شما منعکس کنند. توجه داشته باشید که این قبیل بازخوردها اغلب به سلیقهی افراد بستگی دارند. در ابتدای به دستگرفتن رهبری تیم، افراد معمولاً حسننیت زیادی از خود نشان میدهند.
از این دورهی اولیه، برای تنظیم سطح انرژی مناسبی که باید نشان دهید، مصالحه با افراد و ایجاد تنوع در روشهای انتقال پیام خود استفاده کنید.
دیگران باید در همان نگاه اول، شما را یک رهبر «ببینند»
قدرت در چیزی است که مردم در مقابل دیدگان خود میبینند. بازاریابها این را خوب میدانند، آنها هنرپیشههای تبلیغاتی و سخنگویان خود را طوری انتخاب میکنند که درهمان نگاه اول مناسب محصول آنها باشند؛ یعنی در اولین نگاه باورپذیر باشند. هنرپیشههای جوان و شیک برای فروش نوشابههای غیرالکلی بهتر هستند، درحالیکه برای تبلیغ یک شرکت چندملیتی بهتر است از هنرپیشههای میانسال و موقر یا حتی رهبران و مدیران واقعی همان شرکت استفاده کرد.
بینندگان به ریزهکاریهای رفتار یا ظاهر این شخص توجهی ندارند؛ بلکه به کلیت او آنچه در یک نگاه دیده میشود، توجه میکنند. اگر آن شخصیت باورپذیر باشد، احتمال این که بیننده آن محصول را بپذیرد بیشتر است.
این پدیده پیامدهای قدرتمندی برای محیط کار دارد. بهعنوان یک رهبر، هر قدر هم خوب حرف بزنید یا هر اندازه سخنان شما هوشمندانه باشد، اگر میخواهید بر اطرافیان خود تأثیر بگذارید باید در چشم آنها بهعنوان یک رهبر دیده شوید. چرا؟ ازآنجاکه اکثر افراد ابتدا به سرنخهای ظاهری توجه میکنند و آنها را برای مدتهای طولانی در ذهن نگه میدارند.
زبان کلی بدن شما بیشترین تأثیر را بر دیگران میگذارد؛ تقریباً ۶۰% از آنچه دربارهی شما بهخاطر میسپارند. پس از آن نوبت لحن صدای شما است که حدود ۳۰٪ از چیزی که افراد بهخاطر میسپارند را شکل میدهد. معمولاً کمترین چیزی که در خاطرها میماند، حدود %۱۰ از تأثیری است که میگذارید و مربوط به محتوای حرفهای شما است.
این بدان معنا است که در جلسات و سخنرانیهای کلیدی، باید با هر چیزی که از شما به چشم میآید خود را بهعنوان یک رهبر معرفی کنید.
اگر میخواهید هر زمان که با دیگران ارتباط برقرار میکنید. مانند یک رهبر دیده شوید توصیههای زیر را درنظر داشته باشید:
- چارچوب ذهنی خود را مشخص کنید: طرز تفکر و چارچوب ذهنی، یک ابزار قدرتمند برای قراردادن و تثبیت شما در جایگاه رهبری است. اگر از قبل به آنچه که میخواهید فکر کنید، جلسات گروهی یا سخنرانیهای شما قویتر و اثربخشتر خواهند بود. میخواهید افراد را به فعالیت وادار کنید؟ آنها را توانمند کنید؟ وقتی در سلسلهمراتب کسبوکار بالا میروید، طرز فکر شما تأثیری ظریف بر این واکنش اگر در مقابل دیگران نشان میدهید میگذارد و تیم شما آن را میفهمد.
سرعت یادگیری نیروهای تیم شما را شگفت زده خواهد کرد؛ آن هم درست وقتی حالات شما را از زبان بدنتان درک میکنند و هر شانه بالا انداختن، اخمکردن و دندان بههمفشردن شما را تفسیر میکنند. ازآنجاکه نمیتوانید همهی حالات و حرکات خود را کنترل کنید باید از قبل بافکر کردن به موضوع، حالت بدن خود را با آنچه در ذهن دارید هماهنگ کنید.
مثلاً میتوانید از قبل به خود بگویید طوری وارد جلسه میشوم که گویی شرایط تحت کنترل من است و نسبت به نتایج این چالش خوشبین هستم.
- چهرهی خود را آرام کنید: این یک گفتگوی جدی است. با سخنرانی انگیزشی چهرهی خود را بهدقت با وضعیت موجود هماهنگ کنید. در آینه نگاه کنید یا از یک همکار بخواهید نظرش را دربارهی حالت چهرهی شما بگوید. اگر نمیتوانید برای هر وضعیت یک چهرهی خاص به خود بگیرید، به یاد داشته باشید که یک رهبر به جز در لحظات بسیار خطیر، باید بیطرف یا خوشبین به نظر برسد. گاهبهگاه آن هم محتاطانه لبخند بزنید یا فقط با چشمان خود بخندید. حتی ملیحترین لبخندها مثل: لبخند جیمی کارتر، رئیسجمهور آمریکا، هم خیلی زود تأثیر خود را از دست میدهند.
- دستان خود را کنترل کنید: خواه در مقابل عدهی زیادی تماشاگر ایستاده یا پشت یک میز کنفرانس نشسته باشید، نوک انگشتان خود را با هم مماس کنید، با دستان خود یک ۸ بسازید و آنها را جلوی خود بگیرید. این یک حالت کلاسیک دست، برای رهبران در سرتاسر جهان است. این وضعیت دستها کمک میکنند تا حرکات ناخواسته یا عادتهای عصبی مثل بازیکردن با مو با چنگزدن به دستههای صندلی را کنترل کنید. نوک هشتی که با دستان خود ساخته اید، خصوصاً وقتی پشت یک میز نشستهاید؛ مانند یک نیزه، فضای پیش روی شما را میشکافد و این پیام ضمنی را به دیگران منتقل میکند که شما مسئول هستید؛ چون آن فضا را مال خود میدانید.
یک روش مفید برای شناخت وجه ظاهری رهبران موفق دنیا، تماشای آنها از طریق تلویزیون است. برنامههایی که با رهبران معروف دنیا مصاحبه میکنند را بهطور منظم ببینید. بهتر است صدای تلویزیون را قطع و فقط تصویر را تماشا کنید. آنها چگونه دیده میشوند و با بدن، چهره و دستهای خود چه میکنند.
همهی رهبران معروف دنیا از ولادیمیر پوتین با آن چهرهی خنثی متمایل به خوشبیناش که خیلی سریع اعتماد دیگران را جلب میکنند، تا دونالد ترامپ برای ساختن یک چهرهای مناسب از خود، تمرین کردهاند. شما هم باید تمرین کنید اگر میخواهید استعداد و تواناییهای خود را در نقش رهبری شکوفا کنید برای ظاهر و حسی که در دیگران القا میکنید، وقت بگذارید.
رهبری خوب یعنی استفادهی خردمندانه از قدرت
نیکولو ماکیاولی عقیده داشت که رهبران با استفادهی خردمندانه از قدرت میتوانند چشماندازهایی ترسیم کنند که دیگران را به دلهره در آورد. بهعنوان یک رهبر نمیتوانید موضوع قدرت را نادیده بگیرید. در سادهترین حالت بهسادگی قدرت را به شما دادهاند؛ چون این شما هستید که باید تصمیم بگیرید و بر نتایج کار دیگران تأثیر بگذارید. این ذاتاً خوب یا بد نیست؛ بلکه فقط یک واقعیت است. مسألهی حقیقی آن است که چگونه از این قدرت استفاده میکنید؟
مردم اغلباوقات دیدی منفی نسبت به قدرت دارند؛ زیرا بهسادگی میتوان از آن سوء استفاده کرد. بااینحال نکتهی کلیدی آن است که بهجای خودشیفتگی و فکرکردن به منافع شخصی این کار را با مهربانی و نیت خوب نسبت به پیروان خود، انجام دهید.
برخی افراد عاشق قدرت هستند و برای گرفتن آن تردید نمیکنند؛ برخی دیگر تمایل چندانی بهزور آزمایی ندارند. چیزی که بین همهی ما مشترک است وظیفهای یادگیری و استفادهی عاقلانه از قدرت، ایجاد توازن بین گرایشهای طبیعی و دوری از افراط یا تفریط در استفاده از آن است. اگر از قدرت خود به مؤثرترین وجه استفاده کنید؛ رهبری شما، کسبوکار و اعضای تیم آن را توانمند خواهد کرد.
استفادهی بیملاحظه از قدرت یا منتظر نگهداشتن آنها برای تصمیماتی که قرار است بگیرید، یا ایجاد ترس از عدم تأیید، آنها را ناتوان میکند.
اگر میخواهید بدانید از قدرتی که به شما سپرده شده چگونه استفاده کنید، رفتار خود را زیر نظر بگیرید یا از دیگران بخواهید به شما بازخورد بدهند. نمودار زیر این احتمال وجود دارد که دراینباره به شما کمک کند. از خود بپرسید در هر زمینه در کدام ستون قرار میگیرید. با خودتان صادق باشید؛ سپس از خود بپرسید آیا این همان کسی است که بهعنوان یک رهبر میخواهید داشتهباشید؟
اگر چیزی را که در این نمودار میبینید دوست ندارید، فکر کنید برای تغییرکردن چهکارهایی باید انجام دهید. این خودآگاهی، گام نخست برای تبدیلشدن به یک رهبر خردمند است.
افرادی که از قدرت خود کم استفاده میکنند تمایل دارند، شخص دیگری بهجای آنها تصمیم بگیرد. محتاطانه، آهسته و بدون مشورت با دیگران حرکت میکنند و از سیاسی بازی متنفرند. این قبیل رهبران دررابطه با پیروان خود رغبت چندانی به تعیین استاندارد و ضرب العجل ندارند، بهسختی به آنها بازخورد میدهند، یا وقتی یک نفر برای نقشی مناسب نیست بهسادگی او را کنار میگذارند.
سوءاستفاده از قدرت وقتی پیش میآید، که یک رهبر دائماً میخواهد تعریف و تمجید بشنود به کمتر از عملکرد عالی زیر دستان خود رضایت نمیدهد و کارها را مطابق میل خودش پیش میبرد.
وقتی یک رهبر برای خود مزایای ویژه طلب میکنند، سوءاستفاده از قدرت بیشتر به چشم میآید. استفادهی خردمندانه و بدون افراطوتفریط از قدرت، نیازمند تعریف اهداف والا ولی دستیافتنی و لذتبردن از مسئولیت و هدایت دیگران است. حتی از آن بهتر این است که بعد از بهکارگیری قدرت برای تعیین اهداف گستردهی کسبوکاری این اهداف را به اقدامات و گامهای عملی مشخص تبدیل کنید.
همچنین خوب است با تعیین استانداردها و هماهنگیهای لازم به خطمشی کسبوکاری سروسامان بدهید؛ چون این اقدام دخالت سلایق گوناگون را کمتر خواهد کرد.
منافع کسبوکار همیشه باید اولویت اصلی شما باشد. برای برخی افراد، این بهمعنای جسارت حرفزدن و وادارکردن افراد به حرکت در مسیری خلاف طبیعت آنها است. برای برخی دیگر اولویتدادن به منافع کسبوکار یعنی لگام زدن به تمایل طبیعی برای کسب قدرت و کشاندن افراد به دنبال خود است. یافتن یک تعادل مناسب بین این دو گرایش باعث میشود، کارمندان هنگام برخورد با چالشهای زندگی کسبوکاری احساس امنیت و ارزشمندبودن کنند.
هر چند شاید قدرت را بهطور خودکار و در لحظهی انتصاب به پست رهبری کسب کرده باشید؛ ولی قدرت حقیقی فقط از جانب کسانی که آنها را رهبری میکنید به شما اعطا میشود. قدرت حقیقی از باور اعضای تیم به کاردانی شما اعتمادی که به شما بهعنوان رهبر خود دارند و دانستن این که جنم کافی برای پیشبرد امور از جانب آنها را دارید، سرچشمه میگیرد. اینها عامل پیرویکردن از شما است.
در یکچرخهی سالم، هر قدر افراد بیشتری تمایل به پیروی از شما داشته باشند؛ شما قدرت بیشتری خواهید داشت. صرفنظر از نوع ساوقتی رهبری آن را بهدست دارید، این که چگونه از قدرت استفاده میکنید. دورهی رهبری شما را از دیگران متمایز میکنند.
کلام آخر:
اگربه عنوان یک رهبر، فکر میکنید که کارتان دقیقا مشابه یک مشاور یا روانشناس است، سخت در اشتباهاید. رهبری همواره شغلی پویا و در ارتباط مستقیم با نیروهای تیمتان در کسبوکار است. این احتمال وجود دارد که آموزههای پنج سال گذشته، امروزه به کارتان نیاید و یا با استخدام نیروی جدید شما هم باید مطابق میل آنها شیوهی رهبری خود را بهروز کنید. از قدرت و حضور خود در جهت پیشبرد اهداف کسبوکاری بهره ببرید. هیچوقت یک میخ خودش، خودش را به چکش نمیکوبد!
پس یک رهبر کاردان، هرگز خودش باعث دلسردی و بیانگیزگی اعضای تیم خود نمیشود. پس همینطور که در رهبری کردن پیشتاز هستید در مدیریت درست قدرتی که به شما داده شده نیز یکهتاز باشید.