چگونه بازاریاب حرفهای شویم؟ سیزده عادت برای کار دقیقتر
بازاریاب حرفهای فقط ایده تبلیغاتی نمیسازد. باید نیاز مخاطب را بفهمد، تصمیم قابل توضیح بگیرد و نتیجه فعالیت را بررسی کند. عادتهای روزانهای مانند گوش دادن، ثبت داده و آزمایش منظم میتوانند این توان را تقویت کنند؛ خواندن یک مقاله بهتنهایی کسی را حرفهای نمیکند.
بازاریابی را به عنوان یک فرایند ببینید
شناخت بازار، طراحی ارزش، ارتباط و سنجش نتیجه به هم وابستهاند. راهنمای فرایند بازاریابی در پنج مرحله برای دیدن این ارتباط مفید است. در ادامه، سیزده عادت را با کاربرد اجرایی مرور میکنیم.
۱. فعالانه به بازار و مشتری گوش دهید
پرسشها، بازخوردها و خبرهای مرتبط صنعت را پیگیری کنید. اگر انتقادی مطرح میشود، پیش از پاسخ، مسئله را بفهمید. گفتوگوی مسئولانه با یک مخاطب نیز میتواند بخشی از تجربه برند باشد.

۲. رقبا را با هدف یادگیری بررسی کنید
جایگاه، پیشنهاد و شیوه ارتباط رقبا را بشناسید. رتبه جستوجوی یک صفحه میتواند موضوع بررسی باشد، اما هدف نباید صرفاً تقلید یا کسب رتبه مشابه شود. تفاوت نیاز مخاطب، منابع و راهبرد خود را در تصمیم لحاظ کنید.
۳. مخاطب هدف را روشن تعریف کنید
نیاز، شرایط تصمیم و کانالهای مناسب ارتباط را بشناسید. پرسونا میتواند فرضها را منظم کند، به شرط آنکه با مشاهده و گفتوگو اصلاح شود. تصویری که تیم از مشتری میسازد، نباید جای داده واقعی را بگیرد.

۴. محتوای مفید و متناسب بسازید
مقاله، راهنما، کتاب الکترونیکی، اینفوگرافیک یا قالبهای دیگر را بر اساس موضوع و توان اجرا انتخاب کنید. حرفهای بودن به معنی استفاده از همه قالبها نیست. محتوا باید پرسشی را پاسخ دهد و امکان فهم و استفاده را آسان کند.
۵. رابطه را پس از اولین تماس ادامه دهید
ایمیل یا پیام خودکار میتواند در پیگیری نقش داشته باشد، اگر مرتبط و با مجوز باشد. بازگشت سرمایه بیشتر، نتیجه قطعی خودکارسازی نیست. در شبکه اجتماعی هم از نظر و نیاز مخاطب برای اصلاح ارتباط استفاده کنید. راهنمای تبدیل دنبالکننده به مشتری به ادامه مسیر میپردازد.
۶. هدف کمپین را پیش از اجرا تعیین کنید
آگاهی از برند، درخواست مرتبط یا فروش، هدفهای متفاوتاند. معیار نتیجه را از ابتدا بنویسید تا بعداً بتوانید موفقیت و محدودیتها را ارزیابی کنید. بدون هدف مشخص، عددهای زیاد ممکن است فقط ظاهری امیدوارکننده بسازند.
۷. مخاطبان را بر اساس نیاز بخشبندی کنید
پرسشنامه، گفتوگو یا بازخورد میتواند مسئله و مانع تصمیم را روشنتر کند. گروهها را با داده مرتبط بسازید و پیام را با نیازشان تطبیق دهید. مقاله بازاریابی شخصیسازیشده این مسیر را با توجه به حریم خصوصی توضیح میدهد.

۸. تغییرها را آزمایش کنید
متن دعوت به اقدام، عنوان یا شکل ارائه میتواند موضوع آزمون باشد. یک تغییر مشخص را با معیار مناسب بررسی کنید. تغییر رنگ دکمه ممکن است روی کلیک اثر داشته باشد، اما نباید از هر تفاوت کوچک، نتیجه قطعی درباره فروش گرفت.
۹. داده را ثبت و تحلیل کنید
عملکرد عنوانها، کلیک دعوت به اقدام، دریافت محتوا و واکنش به ایمیل را میتوان بررسی کرد. معنای هر شاخص و محدودیت اندازهگیری را در نظر بگیرید. موضوعهای پرطرفدار شبکه اجتماعی نیز باید با نیاز مخاطب و هدف مجموعه سنجیده شوند.
بعد از گزارش بپرسید چه اتفاقی افتاد، چه توضیحی برای آن داریم و چه چیزی هنوز معلوم نیست. عدد بدون تفسیر و تصمیم، یادگیری ایجاد نمیکند.
۱۰. نوآوری را با نیاز و منابع هماهنگ کنید
تغییر بازار و فناوری را پیگیری کنید و راه تازه را در مقیاس مناسب امتحان کنید. متفاوت بودن بهتنهایی مزیت نیست. نتیجه تجربه را ببینید و برای اصلاح یا توقف روش آماده باشید.
۱۱. برندسازی را در رفتار و تجربه دنبال کنید
هویت، پیام و انجام تعهد باید با هم سازگار باشند. ادعای جذاب بدون تجربه قابل اتکا، برند را تقویت نمیکند. مشخص کنید مخاطب در هر تماس چه برداشتی از مجموعه پیدا میکند.
۱۲. یادگیری مستمر را به کار وصل کنید
مطالعه و آموزش را با مسئله واقعی همراه کنید. یک مفهوم تازه را در فعالیت محدود به کار ببرید و نتیجهاش را ثبت کنید. جمعآوری دورهها بدون تمرین، دانش اجرایی ایجاد نمیکند.
۱۳. داستان را برای روشن کردن ارزش به کار ببرید
روایت میتواند مسئله و کاربرد پیشنهاد را قابل فهم کند. داستان باید واقعی یا صریحاً مثال فرضی باشد و به وعده ساختگی تبدیل نشود. مشتری علاوه بر روایت، محصول، شرایط و تجربه را نیز بررسی میکند.

عادت را به برنامه روزانه تبدیل کنید
برای شنیدن بازخورد، بررسی داده و اصلاح محتوا زمان مشخص بگذارید. یک عادت را انتخاب کنید و خروجی آن را ثبت کنید؛ لازم نیست همه تغییرها را همزمان شروع کنید. در فرمانروا میتوانید خدمات توسعه کسبوکار را برای بررسی ارتباط این فعالیتها با برنامه مجموعه بشناسید. حرفهایتر شدن، حاصل تمرین، بازخورد و تصمیمهای دقیقتر است.